سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

/خودارضایی جنسی تو را می کُشد.../

ببین بگذار رک و راست باهم حرف بزنیم ...

اگر دوست داری که بدبختی واقعی را در این دنیا تجربه کنی و جهنم حقیقی پس از مرگت را برای خودت مهیا کنی،

ساده ترین راهش همین است که در چاه تمام نشدنی این گناه جنسی بیشتر فرو بروی...

وقتی خودت عوارضش را می دانی، پیامدهایش را خوانده ای، عذاب جهنمش را شنیده ای، راستش را به من بگو :یک لذت کوتاه و گذرا ارزش این همه عذاب و کیفر دنیوی و اخروی را دارد...؟

البته حرف را که همه بلدند بزنند، مهم اراده و عمل است. تو اول باید سعی کنی راه زندگی خودت را درست بشناسی و تلاش کنی تا چیزهایی را که بابت این گناه کبیره از دست داده ای، دوباره در سطحی بالاتر به دست بیاوری. یکی شان نمازت است.

خوب می دانم که این عادت بی شرمانه ات، باعث کمرنگ شدن نماز و تأثیرش در زندگی ات شده.

البته  بستگی دارد که تا چه مرحله ای در این مرداب فرو رفته باشی. برخی ها هستند که آنقدر روحشان از این گناه و پیش زمینه هایش کدر و آلوده شده است که حتی نمازشان را ترک کرده اند. اگر تا این مرحله ی نگران کننده پیش رفته ای، بگذار تا برایت بگویم، وقتی نمازت را ترک می کنی یا در خواندنش سهل انگاری می کنی، یعنی شده ای یک تیر خلاص؛ که بسوی هر زشتی و پلیدی می دود.

من به این آیه ی شریفه یقین دارم:«به راستی که نماز، انسان را از هر زشتی و پلیدی باز می دارد.» پس با نماز خاشعانه ات، هم سدِ گناه و فکرهای منحرفت را بشکن و هم به خدا نزدیک تر شو. چون اگر چنین نکنی، کم کم روحت می میرد و بعد هم خودت. در واقع خودارضایی جنسی تو را می کُشد.

افسران - خودارضایی جنسی، انسان را می کُشد...!

یک توصیه هم در آخر برایت دارم، نماز خیلی در ترک این عادت و گناه یاری ات می کند، پس سعی کن ابتدا نمازت را درست کنی و طوری خودت را برای نماز آماده کن و نماز بخوان که واقعا از نمازت لذت ببری.

بعد از نماز هم نجوا و حرف های درگوشی با خدا و امام زمانت، یادت نرود...!

موفقیتت را نزدیک می بینم، البته اگر بخواهی!



[ پنج شنبه 93/10/25 ] [ 5:1 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/می گفت:«از انقلاب و رهبرش متنفر بودم...»/

خیلی آهسته صحبت می کرد. نمی دانم تُن صدایش آرام بود یا می خواست کسی صدایش را نشنود. قیافه اش خیلی امروزی بود؛ نه اصلا بالاتر از امروزی، با کمی اغماض می توانستی بگویی تیپش خفن است...!

بعد از کنفرانسی که در کلاس داده بودم، سراغم آمد. در حیاط دانشگاه پیدایم کرد و از پشت دستم را گرفت و گفت:«کارت دارم.» کنفرانسم درباره ی یکی از موضوعات فلسفی بود که آخرش را با چاشنی محرم خوانده بودم. ظاهرا چاشنی اش خیلی تند بود که این پسر همکلاسی را به جوش انداخته بود. در متن کوتاهم پس از کنفرانس، امام حسین را با امام زمان و مسلم بن عقیل را با ولی فقیه مقایسه کرده بودم. حدس می زدم که این متن ترکش های زیادی داشته باشد ولی خب ارزشش را داشت.

تصور کردم که قصد اعتراض به متنم را دارد ولی اصلا اینطور نبود و از دلنشینی نوشته ام تقدیر کرد. گفت خیلی وقت است که دوست دارد با کسی که مثل من صحبت کند ولی به دلایلی جور نشده.

می گفت:«من از دوران نوجوانی و جوانی هیچ شناختی از انقلاب و ولایت فقیه و این چیزها نداشتم. خانواده ام هم نسبتا مقید نبودند و خودم هم در فضای سالمی بزرگ نشدم. تا آنجا که یادم است نمازهایم را دست و پا شکسته خوانده ام ولی همیشه روزه هایم را گرفته ام.»

از چهره اش می توانستی حدس بزنی که روح لطیفی دارد، خودش هم همینطور ادامه داد:«خیلی احساساتی هستم. وقتی روضه ی حضرت عباس را می شنوم، اشک هایم تمامی ندارند.»

از او خواستم که سر اصل مطلب برود. کمی جابجا شد و گفت:«من همیشه از کودکی و نوجوانی فکر می کردم که مسبب همه ی بدبختی های من و خانواده ام، این حکومت و حاکمانش است. فکر میکردم علت تنگدستی پدرم در تهیه ی جهیزیه برای خواهرم بخاطر سرویس لوکس مبلمان اتاق خواب رهبر است. شاید خنده ات بگیرد ولی من در ذهنم از کسی که امروز به او عشق می ورزم، یک دیکتاتور خوشگذران ساخته بودم که فقط به فکر خودش و خانواده اش است.»

چشم هایم حالا تا حدی گرد شده بود. ولی او بی توجه به من ادامه می داد:«یک روز که بخاطر ارتکاب هزار باره ی یک گناه شنیع از همه ی بندهای زندگی بریده بودم، از خانه بیرون زدم. چشمم به بنری وسط میدان اصلی شهر افتاد. عکس رهبر بود با یک لبخند دلربا. همه چیز را فراموش کردم. شاید حدود پنج دقیقه به چهره اش خیره شده بودم. زیر تابلو نوشته بود:رهبرا مقدمت مبارک باد! به کرمانشاه خوش آمدی! انگار داشتم خواب می دیدم. من در یک لحظه عاشق لبخند کسی شدم و اکنون در آستانه ی وصل به او بودم.»

آن شب هر چقدر توانستم در اینترنت واژه های خامنه ای و مشتقاتش را سرج کردم. هر چه که درباره ی او بود خواندم. ستایش های دوست و دشمن، جمله های به یاد ماندنی آقا و... همه و همه را ذخیره کردم. یک گالری عکس از او دانلود کردم و تا صبح به عکس هایش خیره شدم. خیلی دلنشین بود و زیبا. از همه بیشتر تصاویر غبار روبی حرم امام رضا به دلم نشست.

فردا اول صبح بعد از نماز راهی مراسم استقبال شدم. چون صبح زود حرکت کرده بودم، وقتی آقا وارد مراسم استقبال شد، توانستم خودم را به نزدیکی ماشینش برسانم. یک لحظه دستم را به شیشه چسباندم در همان لحظه، آقا دستش را دقیقا روی دست من قرار داد. گرمای دستش را می توانستم حس کنم. تا کنون هیچ عشقی شیرین تر و دلچسب تر از عشق به آقا نداشته ام.

افسران - می گفت:«از انقلاب و رهبرش متنفر بودم...»

آمدم این ها را به امثال شما که ادعای ولایتمداری دارید، بگویم که هم قدر آقایمان را بدانید و هم او را به خوبی به دیگران معرفی کنید.»

احساس من در لحظه ی خداحافظی غیرقابل وصف بود...



[ جمعه 93/8/23 ] [ 12:10 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/می دانی فرق من با تو چیست؟/

افسران - /می دانی فرق من با تو چیست؟/

فرق من با تو این است که من صورتم را با ریش های مرتب و زیبا آراسته می کنم و تو سعی داری صورتت را با زیر ابرو گرفتن آرایش کنی.

فرق من با تو این است که من وقتی پایم را در خیابان ها می گذارم، وقتی نامحرمی از مقابلم در حال حرکت است، سرم را پایین می اندازم چون آموخته ام باید به شخصیت ها نگریست نه به اشخاص. ولی تو انگار برنامه ی روزانه ات شده که هر روز روی موتور سیکلت در آن خیابان خاص(!) تک چرخ بزنی و ناموس دیگران را دید بزنی.

فرق من با تو این است که من منتظر اینم که رهبرم روزی سخنرانی داشته باشد و بتوانم جدیدترین عکس ها و صوت ها و فیلم های دیدارهایش را ببینم و در گالری رایانه ام ذخیره کنم، ولی تو منتظر آمدن جدیدترین آلبوم رپ و راک و خواننده ها ی زن خارجی و شاید سری جدید آکادمی موسیقی گوگوش هستی.

فرق من با تو این است که شلوار های لی من چسبان و تنگ و بدن نما نیست ولی گویی اگر یکی این ویژگی ها در شلواری موجود نباشد، تو آن را نمی خری.

فرق من با تو این است که من شب ها با صدای به طاها به یاسین علی فانی و دعای عهد و کلیپ های صوتی رهبرم و یک دور صلوات به نیت ظهور امامم به خواب می روم و تو با صدای شاهین نجفی و یاس و... به خواب می روی.

فرق من با تو این است که تو اوقات فراغتت را در فیسبوک و در سایت هایی که خودت می دانی می گذارانی ولی من اوقات فراغتم را با مطالعه ی کتاب و نوشتن مطلب در وبلاگم و وب گردی مفید پر می کنم.

فرق من با تو این است که من روزی پنج بار در خانه ی خدا را می کوبم ولی تو انگار برنامه ی روزانه ات شده که روزی چند بار.......

فرق من با تو این است که من وقتی پشت چراغ قرمز می رسم، پشت خط عابر پیاده ترمز می کنم ولی تو انگار با این همه ادای روشنفکری و حرفبافی در مورد اروپایی ها، هنوز آنقدر فرهنگ نداری که آشغالت را از ماشین بیرون نیندازی.

فرق من با تو این است که من معیارم برای رفاقت با دیگران کسی است که ایمانم را بیشتر میکند، ولی تو با کسی رفاقتت بیشتر می شود که باحال تر و پر ادا تر باشد.

آری برادرم! فرق های ما این هاست و شاید خیلی بیشتر از این ها باشد و همین فرق هاست که بهشت و جهنم ما را مشخص می کند.



[ سه شنبه 93/5/21 ] [ 11:26 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/خودارضایی می تواند یک پل باشد.../

این روزها ابتلا به خودارضایی دیگر موضوعی نیست که بتوان آن را انکار کرد و یا دارای ابهام دانست. بدیهی و مسلم است که تعداد قابل توجهی از جوانان در سرتاسر جهان و متاسفانه در کشور عزیز ما دچار این درد هستند. برای درمان این بیماری و رفع این مشکل یافتن تقصیر و مقصر چنان کارساز نیست و باید چاره ای را برای وضعیت فعلی اندیشید. باید ببینیم اکنون چه می توانیم انجام دهیم.

آیا بگذاریم خودارضایی به شیوع گسترده تری برسد؟ با عملیات نظامی جلوی گسترش آن را بگیریم؟ افراد مبتلا به خودارضایی را طرد و تحقیر کنیم؟ براستی چاره ی مشکل چیست؟

متاسفانه این روزها عده ای صحبت درباره ی خودارضایی را نوعی بی حیایی قلمداد می کنند و گویی اصلا برایشان اهمیت ندارد که همین موضوع می تواند زندگی عده ای را حقیقتا ویران کند.

اما به نظر من اگر در مواجهه با یک گناه به درستی عمل کنیم، آن گناه می تواند برایمان یک سکوی پرتاب باشد، یک پل باشد. در روایات ما آمده است که حضرت آدم -که ما هم فرزندان او هستیم- پس از توبه به درگاه الهی مقام افزون تری از جایگاه قبلی اش پیدا کرد و به همین خاطر است که خداوند به توبه کنندگان عشق می ورزد.

یکی از مسائل مهمی که در مواجهه با خودارضایی وجود دارد، این است که اگر شما میخواهید از دست این عادت زیانبار رها شوید باید علاقه ی خود را به عوامل این گناه و احساس لذت لحظه ای این گناه از بین ببرید. به عبارت روشن تر نباید به دیدن تصاویر و فیلم های مستهجن علاقمند باشید. چون شما بالاخره مدتی است که به این عادت دچار شده اید و طبعا نسبت به آن علاقه ای هم پیدا کرده اید. برای آسان تر شدن ترک این درد باید در مرحله ی اول بدانید که خودارضایی یک درد و بیماری و مشکل است و به خودتان تلقین کنید که از خودارضایی و عواملش متنفرید.

همین تنفر می تواند شما را از خودارضایی دور کند. اما یادتان باشد که همین که بخواهید خودارضایی را ترک کنید، کافی نیست. باید عملا عواملی که منتهی به خودارضایی می شوند را ریشه کن کنید. اگر هنگام عبور از خیابانی تماشای صحنه ای شما را تحریک می کند، مسیرتان را عوض کنید. اگر هنگام اتصال به اینترنت نمی توانید خودتان را کنترل کنید، اینترنتتان را تا رفع این مشکل قطع کنید. و به همین ترتیب با قطع عوامل و همچنین ایجاد احساس تنفر و بیزاری از خودارضایی می توانید از این مشکل برای خودتان یک پل بسازید تا رابطه ای مستحکم و عاشقانه با خداوند مهربان برقرار کنید.

نقش توسل و یاری خواستن از پیشوایان و ائمه را نیز فراموش نکنید. مخصوصا سعی کنید ارتباط خود را با امام مهدی(عج) شدت ببخشید و عاجزانه از او کمک بخواهید و درخواست کنید تا از خدا بخواهد شما را ببخشد. 

ان شاء الله که بتوانید با موفقیت این مرحله از زندگی را نیز پشت سر گذاشته و با توبه ی حقیقی از خودارضایی پلی بسازید برای رسیدن به خدا...



[ یکشنبه 93/5/19 ] [ 4:18 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/ماه رمضان و روزه داری بهترین فرصت و عمل برای ترک خودارضایی/

افسران - /ماه رمضان و روزه داری بهترین فرصت و عمل برای ترک خودارضایی/

ماه رمضان در عین این که انسان از خوردن و آشامیدن امتناع می کند، فرصت مناسبی برای خودسازی و ترک گناهان است. هم چنان که نبی اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) برترین اعمال در ماه مبارک رمضان را «الوَرَع عَن مَحارم الله» یا به عبارت دیگر خودداری از انجام اعمال حرام و گناهان معرفی می کند.

بدیهی است که یکی از اعمال حرام زیان بار در دنیا و آخرت گناه خودارضایی است. از آنجا که در ماه رمضان نوعی خویشتنداری در انسان پدید می آید و در مجموع انسان کمتر مورد وسوسه قرار می گیرد، ماه رمضان فرصت بسیار مناسبی برای ترک این بیماری مضر است.

فضای معنوی فردی و اجتماعی حاکم بر جامعه نیز باعث اشتیاق کمتر انسان برای انجام گناه می گردد و با اعمال نیکویی چون انس با قرآن و نماز و ادعیه و بهره برداری از شب های پر فضیلت قدر می توان خود را از گناه دور و به خدا نزدیک کرد.

از طرف دیگر درست است که حالت خویشتنداری و فضای معنوی در ماه رمضان قوت محسوسی دارد ولی به طور کلی روزه داری در انسان نوعی خودداری از انجام گناه به خصوص خودارضایی ایجاد می کند. زیرا از آنجا که انجام خودارضایی باعث باطل شدن روزه و واجب شدن کفاره ی جمع در صورت روزه ی واجب می گردد، ماه مبارک رمضان بهترین فرصت و روزه داری بهترین عمل برای ترک خودارضایی است.

پس اگر مبتلا به گناه خودارضایی هستید، همان گونه که پیش از این توصیه کرده بودم، تمامی عوامل تحریک کننده برای انجام این گناه را ریشه کن کنید؛ این عوامل می توانند رایانه تان باشد یا ترافیک اینترنتتان یا حتی خاطره ای که یادآوری اش باعث ایجاد ذهنیت گناه در شما می شود.

ان شاء الله همگی ما سعی کنیم ماه مبارک رمضان و فرصت بی بدیل روزه داری را دریابیم و غنیمت بشمریم.



[ چهارشنبه 93/4/25 ] [ 1:7 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/+18خودارضایی= بی احتیاطی/

ترک خودارضایی

برای ترک خودارضایی یک قانون مهم وجود دارد و آن این است که اصلا نباید بی احتیاطی کرد.

بی احتیاطی یعنی اینکه وقتی پدر و مادرت می خواهند به مهمانی بروند، در خانه تنها بمانی با یک رایانه ی وصل به اینترنت

بی احتیاطی یعنی وقتی همه خوابیدند، در اتاقت را ببندی و بنشینی پای رایانه

بی احتیاطی یعنی پایت را در سایت های غیراخلاقی بگذاری و بگویی من که با دیدن این تصاویر تحریک نمی شوم

بی احتیاطی یعنی انواع و اقسام فیلترشکن روی رایانه ات موجود باشد.

مهم ترین گام برای ترک خودارضایی از بین بردن عوامل تحریک کننده خودارضایی است. امکان ندارد که یک معتاد مواد مخدر را در دست بگیرد و به خود اطمینان دهد که اعتیاد را ترک می کند.

حالا عوامل تحریک کننده چیست؟ باید ببینید وقتی وسوسه می شوید که خودارضایی کنید، اول از همه به سراغ چه چیزهایی می روید؟

این ها می توانند عوامل خودارضایی باشند: فیلترشکن، سایت ها و فیلم ها و عکس ها و مطالب غیر اخلاقی، حتی در برخی مواقع روشن کردن رایانه هم ممکن است جزو عوامل خودارضایی محسوب شود.

پس سعی کنید بسته به میزان وابستگی که به خودارضایی پیدا کرده اید، عوامل خودارضایی را از خودتان دور کنید.

دو نکته ی بسیار مهم نیز برای ترک خودارضایی وجود دارد که ترک این گناه، بدون انجام این دو مورد امکان پذیر نیست:

1 -  در موقعیت گناه قرار نگیرید ، موقعیت و شرایطی که به راحتی می شود خودارضایی کرد ، تنها ماندن در خانه ، رفتن به اینترنت بعد از نیمه شب ، بستن درب اتاقی که کامپیوتر آن جاست ، همه اینها ممنوع ...

به هیچ وجه در موقعیت گناه قرار نگیرید ، حتی اگر نیت و قصدتان اصلا گناه و خودارضایی نباشد

2 - نگاه و چشمانتان را کنترل کنید نسبت به هر چیزی که تحریک کننده باشد ،بیرون از خانه بی خیال نباشید ، این مهم است که به چه چیزی نگاه می کنید

به هر چیزی که دیدنش تحریکتان می کند، نگاه نکنید. همه مشکلات و تحریک ها از همین کنترل نکردن نگاه هست ...

اگر همین 2 مورد را رعایت کنید ، خیلی از راه ترک خودارضایی رو طی کردی: 

فرار از موقعیت گناه و کنترل نگاه ...



[ دوشنبه 93/1/25 ] [ 9:11 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/بهترین روش ترک خودارضایی/

khoderzaee.jpg

اگر عادت دارید روزانه خود ارضایی کنید، باید از ساعت شروع کنید،مثلا اگر در روز 4 بار خود ارضایی می کنید،باید طی 4 روز تعداد دفعات خودارضایی را کاهش دهید.

یعنی: اگر روز اول 4 بار این کار را انجام دادید،روز دوم 3بار و در روزهای سوم و چهارم به ترتیب 2 و 1 بار این کار را انجام دهید.

تذکر: ( اگر میل به خود ارضایی نداشتید نیازی به انجام این کار نیست ولی در برنامه شما باید یک وعده منظور شود،یعنی اگر روزی که باید 3بار خود ارضایی کنید،خود ارضایی نکردید روز بعد اجازه ی بیشتر از دو وعده خود ارضایی را ندارید.)

وقتی توانستید میزان خود ارضایی در طول روز به صفر برسانید(یعنی در روز پنجم به هیچ وجه نباید خودارضایی کنید) باید آن را به طول روز تبدیل کنید یعنی بازه های انجام خود ارضایی را از 1 روز به 2 روز از 2 روز به 3 روز و تا به 7 روز کم کنید.

تا این جا اگر خوب پیش بیایید میبینید به راحتی یک هفته را بدون خود ارضایی سپری کرده اید.

پس از رسیدن به هفته میزان بازه های خودارضایی را از هر هفته 1 بار به دو هفته یکبار تا به 4 هفته یکبار برسانید،حالا یک ماه است که بدون انجام این کار روزگار خود را سپری میکنید.

تذکر: (برای راحتی کاهش بازه های زمانی هفته ای توصیه میشود نسبت به خود ارضایی شرطی شوید یعنی با خود شرط کنید که فقط هنگامی که به حمام می روید این کار کنید.بهتر است روز رفتن به حمام در هفته 1 بار و آن هم در روز جمعه باشد.)

حال که به ماه رسیدیم باید میزان بازه های زمانی را از 1ماه به دو ماه وتا 12 ماه میرسانیم تا به سال برسیم.

تبریک میگویم!

با انجام این روش،بدون آن که خودتان متوجه شده باشید 1 سال است که خود ارضایی نکرده اید و در واقع خود ارضایی را ترک کرده اید...



[ پنج شنبه 93/1/7 ] [ 6:36 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/+18 خودارضایی به چه قیمت؟؟!/

همیشه در معاملات اولین و مهم ترین مسئله ای که مطرح میشه قیمت و هزینه ایه که بابت اون معامله پرداخت میشه.

حالا سوالم از پسرا و دختراییه که هر چند روز یکبار و برخی حتی هر روز خودشونو با دیدن حیوون های وحشی که روی هم می پرند، ارضا می کنند.

به چه قیمتی داری این کارو میکنی؟

به قیمت یه عمر پر از خستگی و بی حوصلگی؟

به قیمت یه عمر نازایی و حسرت دیدن یه فرشته ی آسمونی؟

به قیمت گود افتادن زیر چشات و ریزش موهات؟

به قیمت اینکه با دیدن ساده ترین تصاویر هم نمیتونی خودتو کنترل کنی؟

به چه قیمتی داری خودتو نابود می کنی؟

تو حقت این نیست که خودتو با کاری که دیگه هیچ لذتی ازش نمی بری، زجر بدی...

به خودت بیا و به جایی برگرد که بهش تعلق داری....



[ دوشنبه 92/12/5 ] [ 11:0 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/از فرشتگان برتری یا از حیوانات بدتر؟/

خداوند به فرشتگان عقل داد بدون شهوت

حیوانات را شهوت داد بدون عقل

 انسان را شهوت داد با عقل

هر انسانی عقلش به شهوتش غلبه کند بهتر از فرشتگان است

هر انسانی شهوتش بر عقلش غلبه کند بدتر از حیوانات است

حال تو در کجا ایستاده ای؟

از فرشتگان برتری یا از حیوانات بدتر؟

خودت قضاوت کن...



[ دوشنبه 92/11/28 ] [ 11:5 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/+18 لیاقتت همین است/

آهای دختر! با تو هستم:

با تو که با کوهانی از کلیپس به هزاران دل بیمار اجازه می دهی که قلاده ات را بکشند.

با توکه از لذت بردن دیگران از خودت و متلک هایی که نثارت می کنند، لذت می بری.

با تو که از اشتراک عکس های برهنه ات دنبال لایک گرفتن از این و آن هستی.

با تو هستم که سر فریب دادن پسرها با دوستانت شرط می بندی و در نظرت کسی از همه با شخصیت تر است که پسران بیشتری را به دام انداخته باشد.

با تو هستم که پرده ی عفتت را به خاطر لذتی چندثانیه ای می دری و به گمانت بالاترین لذت عالم را می چشی.

با تو هستم که تغییر ماهیت داده ای و بد را خوب می دانی و خوب را بد...

تو همانی هستی که غرق شده ای در فساد، در تباهی ،در گناه.

آهای پسر! با تو هستم:

با تو که در مدرسه هر عمل ناجوری که می آموزی، به کار می بندی،

با تو که عادت کرده ای هر روز جلوی مدرسه های دخترانه تک چرخ بزنی و با چندتا عین خودت به دختران مردم متلک بیندازی،

با تو هستم که نه تنها مفهوم ناموس را  نفهمیده ای بلکه نمی دانی اصلا ناموس به چه کسی می گویند،

با تو  که با رفیق های نابابت که دنبال سوء استفاده از خواهر و مادرت هستی،

با تو  که به اسم درس خواندن به خانه ی آن گرگ های پست فطرت می روی و هر زهرماری را می بینی و هر گناهی را مرتکب می شوی،

با تو هستم که روزی چند بار خودت را با فیلم حیوان های وحشی ای که روی هم می پرند، ارضا میکنی،

با تو هستم که از سوءاستفاده جنسی دیگران از خودت لذت می بری،

آهای پسرها و دخترهای این گونه و  این مدلی!

همه ی اینهایی که شمردم، هیچکدامشان لذت نیست.... همگی دردند.

شما اگر فقط یکبار طعم نماز با «حال» را می چشیدید،

اگز یکبار روزه ای از سر اخلاص می گرفتید،

اگر فقط پنج دقیقه با امام زمانتان حرف می زدید و عطر وجودش را در کنار خودتان احساس می کردید،

اگر یکبار اشکی سوزناک برای حنجره ی به خون آغشته ی علی اصغر و دو دست بریده ی عباس بر گونه جاری می کردید،

هرگز به حضور این منجلابی که در آن غوطه ورید، رضایت نمی دادید.

اگر  باز می خواهی پنبه در گوشت بکنی و کور و کر بمانی، همینطور باش.

تو لیاقتت همین است.

ولی اگر می خواهی بفهمی که لذت حقیقی چیست، یکبار این کارهایی که گفتم را انجام بده تا مزه ی حضور خدا در زندگی ات را بچشی.

بازآ بازآ هر آنچه هستی بازآ   گر کافر و گبر و بت‌پرستی بازآ
این درگه ما درگه نومیدی نیست   صد بار اگر توبه شکستی بازآ


[ جمعه 92/11/11 ] [ 12:37 عصر ] [ سرباز ولایت ]
  • کد نمایش افراد آنلاین