سفارش تبلیغ
صبا ویژن

/باورها و پیشینه ی دراویش(قسمت اول)/

قسمت اول

http://uupload.ir/files/h14b_photo_2018-02-21_23-53-12.jpg

نام فرقه : نعمت اللهیه سلطانعلیشاهی گنابادی

تخلص فرقه : گنابادی

موسس فرقه : محمد سلطانعلیشاه

سال تاسیس : 1294 هجری قمری

قطب کنونی : نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه

محل مرکزی فعالیت: تهران خانقاه امیر سلیمانی

مهمترین مراکز جمعیتی : بخش بیدخت گناباد و بخش ششده فسا

مهمترین منابع اقتصادی: علاوه بر عشریه (دریافت یک دهم مال اعضای فرقه) که از اتباع فرقه گرفته می شود این فرقه دارای شرکتهای اقتصادی و بنگاه های در آمدی هست که به برخی اشاره می شود:

الف:-صنایع شیر دامداران
ب:-صنایع کیک وکلوچه شکوهی(پچ پچ)
ج:-حدود 6 چاپخانه و انتشاراتی مانند چاپ جنت بروجرد، حافظ شیراز ، انتشارات حقیقت تهران و...

مهمترین خطرات سیاسی اجتماعی فرقه گنابادی :

رشد سریع
حرکت رسانه ای قوی
داشتن نیروهای مخالف نظام وآماده ی درگیری
نفوذ در دستگاه


تشکیلات: در راس فرقه قطب قرار دارد. بعد از قطب شیوخ فرقه هستند که در بسیاری از مناطق فعالند وبه عنوان شیخ نامیده می شوند.مهمترین شیوخ فرقه عبارتند از:

1-یوسف مردانی شیخ کرج
2-محجوبی شیخ ملایر
3-خواجه گراشی شیخ فارس و ...


توضیحات:

سلطان محمد بیچاره ( فامیل نامبرده ) گنابادی در سال 1294 این فرقه را تاسیس کرد.
انحرافات عقیدتی وی باعث شد که مرحوم آیت الله آخوندخراسانی (صاحب کفایه) وی را مرتد اعلام نماید که در سال 1327 هجری قمری توسط عده ای از شیعیان در بیدخت گناباد در توالت خانه اش ، خفه شد و بعد از آن، قطبیت در خاندان وی موروثی شد.

فرقه نعمت اللهی گنابادی که گسترده ترین شبکه صوفی در ایران به شمار می رود, همانگونه که از نام آن معلوم است, نسبت طریقتی خود را به نعمت الله ولی (شاعر) می رسانند که بی شک از اهل سنت بود

برخی از انحرافات این فرقه :

1_تجسم صورت مرشد در عبادات.

2_عُشریه : اینها بر خلاف نصّ صریح قرآن به جای خمس عشریه را درست کرده اند که به قطب یا نماینده وی داده می شود.

3_غُسل اسلام: شخص قبل از تشرف به محضر قطب باید غسل اسلام کند!

4_ امام دانستن قطب (مهدویت نوعیه).

5_سماع : گرچه امروزه اقطاب این فرقه سماع را جایز نمی دانند لکن اغلب اقطاب گذشته این فرقه از مروجین و افراط گرایان در موضوع سماع بوده اند .

6_اعتقاد به وحدت شخصیه وجود و بی نیازی از عبادت هنگام فناء فی الله!

سخنی در رابطه با قطب فعلی فرقه:

نورعلی تابنده مشهور به مجذوبعلیشاه در 21 مهر ماه 1306 هجری شمسی متولد شد. وی تحصیلات قبل از دیپلم خود را دریکی از دبیرستان های تهران و پس از آن در سال 1327 رشته حقوق قضایی در دانشگاه تهران گذراند و سپس برای تکمیل تحصیلات خود به فرانسه عزیمت کرد.

در سال 1336 پس از اتمام تحصیلات در رشته ادبیات فرانسه و اخذ دکترا در رشته حقوق به ایران بازگشت و پس از مدتی در دولت بازرگان در وزارت دادگستری ، وزارت ارشاد و سازمان حج سمت هایی کسب کرد. او فرزند محمد حسن تابنده صالحعلیشاه، قطب دراویش گنابادی است که پس ازبرادرش سطان حسین ملقب به رضاعلیشاه و پسر برادرش یعنی علی تابنده معروف به محبوب علیشاه به عنوان قطب سی و نهم سلسله نعمت اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی رسید.

نورعلی تابنده به دلیل تحصن دراویش گنابادی در سوم اسفند سال 1387 مقابل مجلس شورای اسلامی در میدان بهارستان تهران، روز سوم اسفند را که همزمان با کودتای شاه و روز اول سلطنت پهلوی است به عنوان روز درویش نامگذاری نمود. این تعیین روز خاص، یک برنامه سیاسی به حساب می آید که در طول دوران تصوف بی سابقه بود است.



برچسب‌ها: حرف حساب | دراویش
[ چهارشنبه 96/12/2 ] [ 11:59 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/ماجرای رهبری موقت و رفراندوم چیست؟؟؟/

امام‌خمینی اردیبهشت 68 در نامه‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای، رئیس‌جمهور وقت، دستور بازنگری برخی اصول قانون اساسی درباره 8 موضوع از جمله «رهبری» را صادر می‌کند.  طبق قانون، اصول جدیدی تصویب‌شده در این شورا، باید به رفراندوم عمومی گذاشته شده و پس از آن به تایید رهبری برسد. شورای بازنگری قانون اساسی فعالیت خود را شروع می‌کند، اما یک‌ماه بعد امام فوت می‌کند.

رجانیوز-امین فرج‌اللهی: فیلم 6 دقیقه‌ای دیده‌نشده‌ای از جلسه انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر در مجلس خبرگان سال 68 درفضای مجازی منتشر شد. پایان فیلم، لحظات رای گیری درباره رهبری آیت‌الله خامنه‌ای است که مرحوم هاشمی رفسنجانی می‌گوید «آقایانی که با رهبری جناب آقای خامنه‌ای- تا رفراندوم البته، این موقته،دائمی نیست- تا اون موقع موافق هستند قیام بفرمایند.»

با انتشار این فیلم، شبهه‌ها بر موج بی‌اطلاعی نسل جوان سوار شد. اینکه ماجرای این فیلم دیده نشده چیست؟ ماجرای رهبری موقت و رفراندوم چیست؟ و اینکه آیا این فیلم، ناگفته‌ای را بر ملا کرده یا نه؟

ماجرا خیلی ساده است. امام‌خمینی اردیبهشت 68 در نامه‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای، رئیس‌جمهور وقت، دستور بازنگری برخی اصول قانون اساسی درباره 8 موضوع از جمله «رهبری» را صادر می‌کند.  طبق قانون، اصول جدیدی تصویب‌شده در این شورا، باید به رفراندوم عمومی گذاشته شده و پس از آن به تایید رهبری برسد. شورای بازنگری قانون اساسی فعالیت خود را شروع می‌کند، اما یک‌ماه بعد امام فوت می‌کند.

مجلس خبرگان برای تعیین رهبر جدید تشکیل می‌شود. یکی از بحثهای مطرح شده در این جلسه، این است که طبق قانون اساسی مصوب سال 58، «مرجعیت» یکی از شروط رهبری است. اما تعدادی از اعضای خبرگان که عضو شورای بازنگری هستند اعلام می‌کنند که در جریان بررسی مساله «رهبری» در بازنگری قانون اساسی، این مساله مورد بحث قرار گرفته و امام طی نامه‌ای اعلام کرده‌اند مرجعیت را لازمه و شرط رهبری ندانسته و «اجتهاد» را کافی می‌دانند. متن دونامه پرسش و پاسخ مذکور توسط آیت‌الله امینی در مجلس خبرگان قرائت می‌شود.

بر اساس همین نظر امام، نام آیت‌الله خامنه‌ای که از سال 62 با توجه به مجتهدبودن عضو خبرگان است به عنوان گزینه رهبری مطرح می‌شود. اما چون هنوز بازنگری قانون اساسی به پایان نرسیده، تصمیم می‌گیرند تا رفراندوم اصول بازنگری‌شده قانون اساسی، آیت‌الله خامنه‌ای  به عنوان رهبرموقت تعیین شود. و پس از رفراندوم، رای‌گیری مجدد با توجه به قانون جدید انجام شود. این، همان مساله‌ای است که در فیلم تازه منتشرشده توسط مرحوم هاشمی مطرح می‌شود.

برخلاف شبهات این روزها، این مساله آن زمان به هیچ‌وجه مخفی نبوده و اعلام می‌شود. ابتدای مردادماه، هم‌زمان با انتخابات ریاست‌جمهوری، اصلاح قانون اساسی نیز به رفراندوم گذاشته می‌شود و با بیش از 97درصد آراء توسط مردم تایید می‌شود. چند روز پس از انتخابات و رسمیت یافتن قانون جدید و حذف «مرجعیت» از شروط رهبری، خبرگان مجددا تشکیل جلسه می‌دهند و در رای‌گیری مجدد، رهبری آیت‌الله خامنه‌ای با اکثریت قریب به اتفاق آراء به تصویب می‌رسد. صحبتهای آیت الله مشکینی در این باره 16 مردادماه تیتر روزنامه‌های کشور می‌شود.


بازنشر از: ماجرای رهبری موقت و رفراندوم چیست؟+ فیلم کامل 19 دقیقه ای از روند انتخاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری انقلاب توسط مجلس خبرگان

بیشتر و کامل تر بخوانید: ماجرای فیلم جلسه تاریخی تعیین رهبر انقلاب



برچسب‌ها: امام خامنه ای | انقلاب | حرف حساب | امام خمینی | جنگ نرم
[ شنبه 96/10/23 ] [ 10:6 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/پنج صفت مداد/

http://www.ranginkamanesepid.com/ImagePost//medad930408.jpg

پسرک از پدربزرگ پرسید: پدربزرگ در باره چه می نویسی؟

پدربزرگ پاسخ داد: درباره تو پسرم، اما مهم تر از آنچه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم! می خواهم وقتی بزرگ شدی، مثل این مداد بشوی.

پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید:اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام.

- بستگی داره چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دست بیاوری برای تمام عمر به آرامش می رسی؛

صفت اول: می توانی کارهای بزرگ انجام دهی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند. این دست، خداست که همیشه تو را در مسیر اراده اش حرکت می دهد.

صفت دوم: باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیزتر می شود و اثری که از خود به جای می گذارد ظریف تر و باریک تر. پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی که باعث می شود انسان بهتری شوی.

صفت سوم: مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست. در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری، تصحیح خطا مهم است.

صفت چهارم: چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.

و سر انجام پنجمین صفت مداد: همیشه اثری از خود به جای می گذارد. هر کار در زندگی ات می کنی، ردی به جای می گذارد. پس سعی کن نسبت به هر کار می کنی، هشیار باشی وبدانی چه می کنی. 



برچسب‌ها: حرف حساب | داستان
[ شنبه 96/9/11 ] [ 7:56 صبح ] [ سرباز ولایت ]

/بصیرت سواد نیست بینش است.../

بصیرت سواد نیست بینش است...

https://media.mehrnews.com/d/2016/12/26/3/2318208.jpg?ts=1486462047399

بصیرت ;
یعنی اینکه بدانی ممکن است همسرِ پیامبر, در برابرِ راهِ پیامبر ایستاده باشد;


بصیرت;
 یعنی اینکه نگاهت به "شخصیت" ها نباشد ; بلکه همواره به "شاخص"ها چشم بدوزی;

بصیرت;
 یعنی اینکه بدانی حتی مسجد ,می تواند "مسجد ضِرار"باشد و پیامبر (ص)آن را خراب کند و به زباله دانیِ شهر تبدیل نماید;


بصیرت ;
یعنی اینکه قرآنِ روی نیزه تو را از قرآنِ ناطق , منحرف نکند;

بصیرت ;
یعنی اینکه بدانی جانباز صفین می تواند قاتل حسین(ع)در کربلا باشد;


بصیرت;
یعنی اینکه بدانی در جنگ با فتنه نمی توانی آغازگر باشی اما تا ضربه نهایی , نباید از پا بنشینی;

بصیرت;
یعنی اینکه نگذاری فتنه گران, شیرت را بدوشند یا بر پشتت سوار شوند;


بصیرت ;
یعنی اینکه" مالک اشتر"ها را به تندروی و "ابوموسی اشعری" ها را به اعتدال, نشناسی;

بصیرت;
یعنی اینکه بدانی "معاویه"ها,به سست عنصرهای سپاهِ علی(ع) " دل بسته اند;


بصیرت
یعنی اینکه بدانی تاریخ, تکرار می شود;
نه با جزئیاتش; بلکه با خطوط کلی اش;

مسجد ضرارها

قرآن بر نیزه کردن ها

حکمیت ها

خشک مغزی ها

سابقه فروشی ها و ...


پس انتخاب با خودمان است که ؛

اهل بینش باشیم یا اهل سواد

اهل خواندن باشیم یا اهل فهمیدن

جزئیات تاریخ را بخوانیم یا خطوط کلّی آنرا بدانیم...


بازنشر از روشنگری



برچسب‌ها: انقلاب | جنگ نرم | کربلا | حرف حساب
[ یکشنبه 96/8/14 ] [ 1:46 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/روزی چند دقیقه...؟!/

http://bayanbox.ir/view/2454455886893254925/%DA%86%D9%87-%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D9%88%D9%82%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-1.jpg



برچسب‌ها: حرف حساب | قرآن
[ یکشنبه 96/7/23 ] [ 1:49 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/دوست بر هر دردی دواست.../

رفاقت یعنی در هم آمیختگی دل ها و دست ها با هم...

رفاقت، فراتر از یک ارتباط معمولی است، مخلوطی است از عقل و احساس...

پیوندی است مستحکم و پایدار که به هر تندبادی نمی لرزد، فرو نمی پاشد...

هر رفاقتی که یکی از دو عنصر عقل و احساس را نداشت، دیری نمی پاید و دیر یا زود فرو می ریزد... این را کسی (این حقیر) می گوید که خودش تجربه و توان آغاز و فروریزش این جور رفاقت ها را داشته است... رفاقت هایی که شاید در ظاهر، ریشه دار و عمیق به نظر برسد، اما در باطن سست، توخالی و پوشالی است...

البته رفاقتی که سرشار از عقلانیت و خالی از احساس باشد، تقریبا نادرست است، و اما چه بسیار رفاقت های ناماندگاری که آکنده از احساس و تهی از عقلانیت اند.

رفاقت مقدس است، آن را با رفیق بازی اشتباه نگیریم، چون با رفیق باید زندگی کرد، نه بازی...

http://cdn-tehran.wisgoon.com/dlir-s3/10531487755021663071.jpg

دارو و دوست!

هر دو دردها را تسکین می‌دهند...

با این تفاوت که «دوست»...نه قیمت دارد؛نه نیاز به بیمه ی حمایتی ؛چون خودش حمایت است!

نه مقدار دارد ؛نه تاریخ انقضا،بلکه هر چه قدیمی ‌تر باشد ، اثرش عمیق ‌تر و شفابخش ‌تر است!

هر دارو معمولا برای دردی مؤثر است ، و برای یک درد دیگر مُضِر...؛
 

اما دوست، بر هر دردی دواست!



برچسب‌ها: حرف حساب | رفاقت
[ پنج شنبه 96/7/20 ] [ 3:35 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/خدا.../

ورق های کتاب تاریخ همچنان در حال سبقت گرفتن از یکدیگرند.

دنیا در حال گذر است، پیشرفت های علمی، تکنولوژی های خیره کننده و...

انگار بشر می خواهد بهشتی زمینی بسازد بر این کره ی خاکی، اما هرچه می اندیشم جای آرامشی درونی و زیبا را نمی یابم. در این دنیا به هرچه می رسم، فرجامش را بی پایان می بینم. لوکس ترین وسایل و شیک ترین لباس ها روزی کهنه می شوند، دلزدگی به بار می آورند!

همه شان برایم آسایش می آورند ولی آرامش نه!

دنیا را چگونه دریابم وقتی به من آرامش نمی دهد؟

لذت های فانی این دنیای گذرا مرا سیر نمی کند! من در پی همانم که از آن آمده ام!

در پی معبودی از جنس بی نهایت که هرچه چه قدر بخواهم و بخواهد، آرامم می کند...!

افسران - خدا...



برچسب‌ها: حرف حساب | نماز
[ جمعه 93/12/8 ] [ 8:45 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/این انقلاب اسلامی ما را به انقلاب مهدوی می رساند...!/

124هزار عدد کوچکی نیست، به همین تعداد فرستاده ی آسمانی بسوی زمین روانه شدند تا تعالیم روح بخش الهی را به انسان ها برسانند. این پیام رسانان، گاه با بی مهری ها و شقاوت های کم نظیری روبرو شدند ولی هرگز از آنچه به عهده شان گذاشته شده بود، سر باز نزدند.

برخی (حتی تا همین الآن خودمان!) می پندارند وظیفه ی انبیاء و در ادامه ائمه ی معصومین، این بوده که مقداری پندها و اندرزهای اخلاقی را از منبعی به نام وحی بیاموزند و آنها را به مردم منتقل کنند و اصلا آنها مسئولیتی به عنوان اداره ی جامعه نداشته اند...؛ هرچه به ذهن خود فشار می آورم، نمی دانم این افراد حکومتداری پیامبرانی چون حضرت داوود، سلیمان، یوسف و نظام اسلامی پیامبر اکرم و امام علی (علیهم افضل الصلوات) را چگونه توجیه می کنند!!

خب بر اساس حکمت و عدل خدا، اگر اقوام گذشته، نبی و رسول داشته اند، پس ما هم باید شخصی الهی چون آنان در دسترس داشته باشیم؛ پس کجاست؟

وقتی به نوشته ها و متون الهی مانند آیات و روایات مراجعه می کنیم، درمی یابیم که بعد از درگذشت حضرت محمد(ص)، شرایط اجتماعی و فرهنگی مردم به گونه ای بود که می توانستند بدون پیامبر و با حضور شخصی به عنوان امام، نیازهای همه جانبه ی خودشان را برطرف کنند.

افسران - یا علی مدد...!

امام همه ی مسئولیت ها و ویژگی های پیامبر را داشت بجز دریافت وحی؛ در واقع امام دیگر آیین جدیدی نمی آورد بلکه معارف زیبای اسلام را در همه ی ابعاد اجتماعی پیاده می کرد. این وظیفه ی امام بود. اما در واقعیت شرایط به شکلی دیگر رقم خورد به گونه ای که از مجموع دوازده امام، فقط امام علی و امام حسن مجتبی(ع) -آن هم برای مدت اندکی- موفق به تشکیل حکومت اسلامی شدند.

ائمه ی دیگر با توجه به وضعیت جامعه، روش های تبلیغ و مبارزه ی گوناگونی در پیش گرفتند؛ اما حرکت آنها در مجموع یک حرکت پشت سر هم و مستمر بود. با این حال همه ی یازده امام به دست کسانی که ادعای اسلام داشتند، به شهادت رسیدند... تا رسید به امام دوازدهم؛ خداوند متعال وقتی بی لیاقتی مسلمانان را در حفاظت و نگهداری از امام های زمانشان دید، نعمت ولایت و سرپرستی را از آنان سلب کرد و با این حرکت بی سابقه، به ما فهماند تا زمانی که شایستگی حضور امام معصوم در جامعه را پیدا نکنیم، مهدی موعود برنخواهد گشت...!

حال ما باید چه کنیم؟ فقط باید بنشینیم و عزا بگیریم که ای خدا اماممان را برگردان؟ نه... این کافی نیست.

همان طور که یکی از وظایف مسلمانان در زمان ائمه ی پیشین حفظ جان امام زمانشان بود، این وظیفه بر دوش ما نیز هست، منتها تجلی گاه این مسئولیت پس از ظهور خواهد بود. به قول استاد رائفی پور، تا زمانی که شیعه نتواند جان خودش را حفظ کند، جان امام زمان را هم نمی تواند حفظ کند.


حالا به من بگو ببینم؛ شیعه ای که حکومت و ارتش نداشته باشد، می تواند جان خودش را به خوبی حفظ کند؟

اصلا اکنون که امام زمان ما غایب است، وظیفه ی حکومت و ولایت اجتماعی امام مهدی(عج) به چه صورت است؟ آیا خداوند متعال در دوران ما گفته هرکس خواست حکومت اسلامی تشکیل دهد یا اصلا از اجرای احکام اسلامی در جامعه منصرف شده است؟

من جوابت را می دهم، بر اساس دلایل عقلی و روایی بسیار، در زمان غیبت امام مهدی(ع) شخصی با ویژگی های نزدیک به معصوم، به نیابت از او اداره ی جامعه را به عهده می گیرد و این حرکت در نهایت به ظهور منجی موعود ختم خواهد شد.

انقلابی که ما کردیم، تشکیل نظامی همچون حکومت های دیگر حاضر در جهان نبود، بلکه یک خیزش به سمت ظهور امام عصر بوده و هست. همانگونه که امام راحل و رهبر انقلاب و سایر علما و مراجع حقیقی، این انقلاب را نمونه ای اطمینان بخش برای تحقق وعده ی بزرگ الهی می دانند.

افسران - این انقلاب اسلامی ان شاء الله ما را به انقلاب مهدوی می رساند...!

این انقلاب اسلامی ان شاء الله ما را به انقلاب مهدوی می رساند، منتها اگر دلمان را برای آن دوران باشکوه آماده کنیم.

بنابراین فکر نکنی منتظر بودن یعنی یک جا نشستن و صرفا دعا کردن،

انتظار یعنی ایجاد آمادگی در درونت، انتظار یعنی ترک گناه و آدم شدن...



برچسب‌ها: امام خامنه ای | امام خمینی | انقلاب | امام مهدی(عج) | حرف حساب
[ پنج شنبه 93/11/23 ] [ 12:37 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/اتمام حجت کشتیبان انقلاب با مسئولین و مردم.../

سخنان مهم و کلیدی راهبر روشن نگر انقلاب اسلامی در دیدار نیروی هوایی ارتش:

دشمنیِ آمریکا با جمهوری اسلامی از روز اوّل شروع شدT هرچه توانستند انجام دادند؛ یعنی واقعا هیچ کاری که یک دولتی مثل آمریکا بتواند با یک ملّتی، با یک کشوری بکند از لحاظ نظامی، از لحاظ اقتصادی، از لحاظ امنیتی، از لحاظ ارتباطات فرهنگی وجود ندارد که نکرده باشد./

دشمنیِ آنها با «انقلاب» بود و هست؛ دشمنیِ آنها با مردمی است که این انقلاب را پذیرفته‌اند و قبول کرده‌اند. این غلط است که بعضی این‌جور وانمود کنند که دشمنیِ آمریکا و رژیم مستکبر با اشخاص است - با امام دشمن بودند یا امروز با علی خامنه‌ای دشمنند - این‌جور نیست؛ دشمنیِ آنها با اصل این مفهوم است، با اصل این حرکت است، با اصل این جهت‌گیریِ توأم با ایستادگی و استقلال‌طلبی و عزّت‌طلبی است و با ملّتی که اینها را پذیرفته است و دارد عمل میکند؛ دشمنی با اینها است./

افسران - مسئله اینست...!

و این دشمنی، آن روز بوده است، امروز هم هست و ادامه دارد. ملّتی که پای این حرف ایستاد در طول این سالهای متمادی و مشکلات آن را تحمّل کرد، برایشان غیر قابل تحمل است. بعضی از سیاستمداران آمریکایی خطا کردند و در لفظ هم همین را گفتند؛ در این چند سال گذشته از دهنشان در رفت، تصریح کردند که با ملّت ایران دشمنند؛ با ملّت ایران مخالفند؛ امروز هم هر حرکتی از سوی آمریکایی‌ها و هم‌پیمانانشان و همراهانشان انجام میگیرد، برای به زانو درآوردن ملّت ایران است؛ برای تحقیر ملّت ایران است./

جملات فرمانده کل قوا پیرامون مسائل روز کشور

یک مسئول آمریکایی همین چند روز قبل از این میگوید که ایرانی‌ها در قضایای هسته ای گیر افتاده‌اند خب، این خطای محاسباتی است؛ ایرانی‌ها گیر نیفتاده‌اند، حالا شما در بیست ودوّم بهمن ان‌شاءالله خواهید دید ملّت ایران چه خواهد کرد؛ آن‌وقت معلوم میشود که آیا دست ملّت ایران بسته است؟ مسئولین کشور  ان‌شاءالله با ابتکارات خودشان، با شجاعت خودشان نشان خواهند داد که دست ملّت ایران بسته نیست./

او تصوّر میکند که ایران را در سه‌کنج گیر انداخته! میگوید پشت ایرانی‌ها به دیوار رسیده است! نه آقا، اشتباه میکنید! شما هستید که دچار مشکلید. همه‌ی واقعیتهای منطقه‌ی ما نشان‌دهنده‌ی این است که آمریکا در اهداف خود در این منطقه و در بیرون این منطقه شکست خورده است. آمریکا در سوریه شکست خورد، آمریکا در عراق شکست خورد، آمریکا در لبنان شکست خورد، آمریکا در قضیه‌ی فلسطین شکست خورده است، آمریکا در غزّه شکست خورده است، آمریکا در تسلّط بر مسائل افغانستان و پاکستان شکست خورده است، در بین آن ملّتها منفور است؛ در خارج از این منطقه هم همین‌طور است؛ آمریکا در اوکراین شکست خورده است؛ شما هستید که دچار شکست شدید؛ سالهای متمادی است شکست پشتِ سرِ شکست!/

حالا آنها مسئله ی هسته ای را به‌عنوان یک نمونه‌ای در دست گرفته‌اند و این‌جور وانمود میکنند که جمهوری اسلامی در قضیه‌ی هسته‌ای درمانده است؛ قضیه این‌جور نیست. 

من همین جا این را بگویم: اوّلا بنده با توافقی که بتواند انجام بگیرد موافقم؛ البتّه توافق بد نه. آمریکایی‌ها مکرّر تکرار میکنند و میگویند «ما معتقدیم که توافق نکردن، بهتر از توافق بد کردن است»؛ بله، ما هم همین عقیده را داریم؛ ما هم معتقدیم که توافق نکردن، بهتر است از توافق بد، توافقی که به ضرر منافع ملی است، توافقی که موجب تحقیر ملّت بزرگ و با عظمت ایران است.
ثانیا این را هم همه بدانند: مسئولین ما و هیئت مذاکره‌[ کننده‌ی‌] ما و دولت ما همه‌ی تلاششان را دارند میکنند که حربه‌ی تحریم را از دست دشمن خارج کنند.

افسران - امام خامنه ای: توافق نکردن بهتر از توافق بد است

 تلاش آنها برای این است که حربه‌ی تحریم را از دست این دشمن غدّار بیرون بیاورند. البتّه اگر توانستند چه بهتر [امّا ]اگر نتوانستند همه بدانند، هم دشمنان ما بدانند، هم دوستان ما در دنیا بدانند، در داخل راهکارهای فراوانی وجود دارد که حربه‌ی دشمن را کند میکند. ما اگر همّت کنیم، ما اگر به داشته‌های خودمان درست توجّه کنیم - که خب این روحیه بحمدالله هست - میتوان حربه‌ی تحریم را کند کرد، ولو از دست دشمن نتوان خارج کرد./


یک نکته‌ی خوبی را هم رئیس‌جمهور محترم، چندی پیش برزبان آوردند و آن اینکه مذاکره معنایش این است که دو طرف سعی کنند به نقطه‌ی مشترک برسند؛خب این معنایش این است که یک‌طرف نخواهد همه‌ی آنچه را مورد علاقه‌ی او و مورد توقّع اواست تحقّق پیدا کند. آمریکایی‌ها این‌جورند. آمریکایی‌ها و چند کشور اروپایی - که مثل بچّه دنبال آمریکا در حرکتند- با پرتوقّعیِ تمام، حرفشان این است که همان‌چه آنها میخواهند، با همان خصوصیات که آنها میخواهند بایستی تحقّق پیدا کند؛ خب این غلط است، این راه مذاکره نیست. طرف ایرانی، برخی از کارهایی که میتوانست او را به توافق نزدیک کند انجام داده است./

کارهای متعدّدی را انجام داده: گسترش و توسعه‌ی ماشین‌های غنی‌سازی را متوقّف کرده، خب این را لازم دانستند که یک برهه‌ای متوقّف کنند؛ تولید اورانیوم بیست درصد را - که یک کار بسیار بزرگی است رسیدن به دانش و فنّاوری بیست درصد، کار بسیار بزرگی بود؛ این را کسانی که اهل فنّند میدانند که رسیدن از پنج درصد به بیست درصد، اهمّیتش خیلی بیشتر است از رسیدن از بیست درصد به بالا؛ این کار بزرگ را جوانان ما و فنّاوران متعهّد ما انجام دادند - متوقّف کردند، اقتضای مذاکره این بود که متوقّف بکنند؛ کارخانه‌ی اراک را که یکی از کارهای بسیار بزرگ و مهمّ فنّاوری و یک هنر بزرگ فنّاوری است، فعلا متوقّف کرده‌اند؛ فردو را که یکی از برترین ابتکارهایی است که نیروهای ما و عناصر داخلی ما آن را برای امنیت دستگاه‌های سانتریفیوژ ما توانستند تأمین بکنند و تضمین بکنند، فعلا متوقّف کرده‌اند. این همه کارهای بزرگ انجام داده‌اند، طرف ایرانی بنابراین منطقی عمل کرده است، طبق منطق مذاکره عمل کرده است؛ طرف مقابل زیاده‌خواهی میکند، پررویی میکند، باج‌خواهی میکند./

افسران - /مذاکرات هسته ای؛ مفید یا مضر یا هردو؟/

خب مسئولین ما اگر چنانچه در این زمینه‌ها ایستادگی نشان بدهند، حق با آنها است، کسی نباید آنها را ملامت بکند، باید ایستادگی به خرج بدهند و دارند به خرج میدهند، ایستادگی به‌خرج میدهند. یعنی جمهوری اسلامی از آغاز و در مسائل گوناگون، با منطق حرکت کرد؛ ما در جنگ تحمیلی، منطق را مبنای کار خودمان قرار دادیم؛ در قبول قطعنامه، منطقی عمل کردیم؛ در قضایای گوناگونی که بعد از جنگ تا امروز وجود داشته است، همه جا بر اساس منطق و استدلال عمل کردیم؛ هیچ کجا جمهوری اسلامی بی‌منطقی نشان نداده است؛ در این قضیه هم با منطق دارد حرکت میکند. منتها طرف مقابل منطق سرش نمیشود؛ طرف مقابل هم به بی‌منطقیِ با تکیه‌ی بر زور - خود آنها هم میگویند که ما توانسته‌ایم ایران را وادار کنیم که دستگاه‌های هسته‌ای را گسترش ندهد، فلان چیز را متوقّف کند، فلان چیز را تعطیل کند؛ راست میگویند، این کارها را جمهوری اسلامی بر طبق منطق مذاکرات انجام داده است - اقرار میکند؛ منتها زیاده‌خواهی میکنند. خب، ملّت ایران زیر بار زیاده‌خواهی و زورگویی نخواهد رفت./


ما با پیشرفت این کاری که مسئولین دولتی ما شروع کرده‌اند و تلاش هم دارند میکنند، موافقیم؛ به یک توافق خوب هم اگر برسد موافقیم. بنده هم موافقم، مطمئنّم که ملّت ایران هم آن توافقی را که در آن عزّت او محفوظ بماند، احترامش محفوظ بماند، منافعش حفظ بشود، مخالفتی ندارد، موافقت خواهد کرد؛ منتها باید این خصوصیات، بلاشک ملاحظه بشود؛ باید تکریم و حرمت ملّت ایران و مسئله‌ی اساسیِ مهمّی که عبارت است از پیشرفت ملّت ایران، محفوظ بشود و محفوظ بماند/

ملّت ایران عادت نکرده است که به زورگوییِ دشمنان گوش فرا بدهد و تسلیم زورگویی و باج‌خواهی بشود؛ آن‌طرف هرکه باشد، آمریکا باشد[یا دیگران‌]. یک‌روزی آمریکا و شوروی سابق، در مقابل جمهوری اسلامی دست به دست هم داده بودند و با همه‌ی اختلافاتی که داشتند، زور میگفتند؛ جمهوری اسلامی زیر بار زور آنها نرفت، جمهوری اسلامی پیروز شد، جمهوری اسلامی موفّق شد؛ امروز هم همین‌جور خواهد بود. امروز هم ملّت ایران و نظام جمهوری‌اسلامی، زیر بار زور نخواهد رفت./

این حرفی هم که حالا انسان می‌شنود که میگویند که «در یک برهه‌ای درباره‌ی اصول کلّی توافق کنیم، بعد درباره‌ی جزئیات»، این را هم بنده نمی‌پسندم؛ این را من نمی‌پسندم. با تجربه‌ای که از رفتارهای طرف مقابل داریم، احساس میکنم که این وسیله‌ای خواهد شد برای بهانه‌گیری‌های پی‌درپی برسر جزئیات. اگر توافق میکنند، جزئیات و کلّیات و همه را در یک‌جلسه‌ی واحد تمام بکنند، امضا کنند. اینکه کّلیات را جداگانه توافق کنند، و بعد بر اساس آن کلّیات - که یک‌چیزهای مبهمی است، تفسیرپذیر است، تحلیل‌پذیر است - بروند سراغ جزئیات، نه، این منطقی نیست./

همه‌ی آنچه هم قرارداد بسته میشود بین مسئولین ما و بین طرف مقابل، باید روشن، واضح، غیر قابل تفسیر و تأویل باشد. این‌جور نباشد که طرف مقابل -تواند باز سر قضایای گوناگون، بهانه‌گیری کند؛ نه، همه‌ی اینها برای این است که سلاح و حربه‌ی تحریم از دست دشمن خارج بشود. اگر بتوانند این کار را بکنند خوب است. البتّه باید به معنای واقعی کلمه تحریم از دست دشمن خارج بشود، تحریم برداشته بشود؛ توافقِ به این صورت‌[ بشود]؛ والّا اگرچنانچه در این زمینه به توفیق نرسیدند، ملّت ایران و مسئولین و دولت محترم و دیگران، راه‌های فراوانی دارند و یقینا باید آن راه‌ها را طی کنند برای اینکه بتوانند حربه‌ی تحریم را بی‌اثر کنند و کُند کنند./

ان‌شاءالله در بیست‌ودوّم بهمن، ملّت ایران نشان خواهد داد که کسی که ملّت ایران را بخواهد تحقیر کند، با ضربه‌ی متقابل ملّت ایران مواجه خواهد شد. همه‌ی ملّت ایران، همه‌ی دلسوزان، در این جهت متّفقند که عزت ملی برای یک کشور، بسیار بسیار مهم است. اگر عزّت بود، امنیت هم خواهد آمد؛ اگر امنیت بود، پیشرفت هم عملی خواهد بود؛ والّا اگر یک ملّت تحقیر شد، همه چیز او به بازی گرفته خواهد شد؛ حتّی امنیت او، حتّی ثروت او، و همه چیز او. عزّت ملّی بایستی محفوظ بماند و مسئولین این را میدانند و ملّت ایران ان‌شاءالله در بیست‌ودوّم بهمن با حضور خود، با نشان دادن اقتدار خود، با نشان دادن عزم راسخ خود، ان‌شاءالله دشمن را به زانو درخواهد آورد./

افسران - امام فردا می آید...!



برچسب‌ها: امام خامنه ای | امام خمینی | حسن روحانی | حماسه ها | دولت یازدهم | حرف حساب
[ یکشنبه 93/11/19 ] [ 11:41 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/نامه بی نظیر راهبر به جوانان اروپا و آمریکا+پا نوشت مهم.../

سلام، من معمولا عادت ندارم که بیانات و پیام های رهبر حکیم انقلاب رو بطور کامل منتشر کنم، اما جنس و سبک این نامه اونقدر ذهن من رو مجذوب خودش کرد که مصمم شدم این نامه ی کوتاه رو بازنشر کنم تا شما دوست عزیز هم این پیام بی سابقه و تاریخی رو مطالعه کنید.

بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم

به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی

حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند.

سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به هراس های گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.

این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟

شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه قدرت های بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.

خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست هایتحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید.

من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟

من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.
سیّدعلی خامنه‌ای

1393/11/1


پا نوشت: من خودم چند وقتیه که وقتی به اتفاقات چند وقت اخیر و شرایط منطقه و وضعیت فرهنگی جهان نگاه می کنم، بوی ظهور و نزدیکی فرج رو به خوبی احساس می کنم.

افسران - مطمئن باشید اگر بخواهیم و آماده شویم، می توانیم اماممان را برگردانیم...!

اگه حرفای آقا در دیدار قهرمانان آسیایی رو گوش کرده باشید، یه جایی ایشون صراحتا گفتن:«الان در دنیای غرب طبق روایات ما معروف به منکر تبدیل شده و منکر به معروف...!» خب آقا داره به طور واضح به ما میگه الان آخرالزمانه و ما فقط با تلنگر و ایجاد تحول فرهنگی در بین مردم -البته با نگاه امام زمانی و ظهور- میتونیم بزرگترین کار تاریخ بشریت رو انجام بدیم ان شاء الله.

مخصوصا این نامه ی اخیر آقا به جوانان اروپا که اصلا غوغایی بود برای خودش و از جمله جمله ی این پیام معرفت و بوی آماده سازی اذهان مردم جهان برای پذیرش اسلام حقیقی و در نهایت ظهور موعود تراوش می کرد و به درک واصل شدن ملک عبدالله و استعفای دولت یمن هم بر این موضوع مهر تأیید دیگه ای زد.

الان شما نگاه کن، وضعیت کشورهای منطقه مثل سوریه و عراق و...، همشون مدام میگن یکی بیاد ما رو نجات بده، یکی بیاد، یکی بیاد... خب این یکی کیه؟

ولی یکی از مشکلات اصلی اینه که اکثریت مردم "ایران" هنوز اون حس تشنگی برای ظهور امام زمان رو درک نکردن، هنوز مزه ی یتیمی و بی پدری رو نچشیدن، هنوز نفهمیدیم که داریم توی چه عذابی زندگی می کنیم، عذاب بی امامی...!

مهم ترین کار ما در این برهه، آگاه سازی مردم و معرفت افزایی نسبت به امام زمان، فقط به هدف نهایی ظهور و برگرداندن امام مهدی(ع) است.

مطمئن باشید اگه خودسازی و معنویت بخشی رو از خودمون شروع کنیم، با اراده می تونیم عزیز دل آسمان ها و زمین رو برگردونیم ان شاء الله...!



برچسب‌ها: امام خامنه ای | حماسه ها | انقلاب | وهابیت | حرف حساب | داعش | امام مهدی(عج)
[ پنج شنبه 93/11/2 ] [ 7:54 صبح ] [ سرباز ولایت ]