سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
 

.

rahbar 

یکی گفت:

هنوز با این گرانی ها پای آرمان های انقلاب و رهبرت هستی؟
گفتم:
در مکتب امام حسین (ع) ممکن است
زمانی آب هم برای نوشیدن نداشته باشیم! 

 

 

 

سلام دوستان عزیز. الآن حدود سه سالی میشه که این وبلاگ رو با هدف روشنگری و بصیرت افزایی ایجاد کردم. از جمله کارهای اساسی و مهمی که الحمدلله در این وبلاگ انجام شد، میشه به این موارد اشاره کرد:

در مرحله ی اول شروع کردم به تحلیل درباره ی یکی از مسائل روز جامعه یعنی شبکه من و تو و در خصوص هر یک از برنامه های این شبکه، تحلیل نسبتا جامعی ارائه دادم.

در مرحله ی بعد با توجه به اتفاقات مقطعی که در موقعیت های زمانی خاصی پیش می اومد، نوشته هایی رو منتشر میکردم. مثل مطلب دلم برای امام زمان می سوزد و چه شد که امام مجروح شد و چرا می گویند به خامنه ای نگویید امام و... و درکنار اونها هم مطالب متنوع سیاسی و مذهبی و اجتماعی دیگری هم در وبلاگ قرار گرفت.

بعد از مدتی فکر ایجاد شیوه ی نوینی از نگارش یعنی نامه نگاری به ذهنم رسید و با پشتوانه ی همین فکر مطالبی با عنوان نامه ای به رهبرم و نامه به معصومین و دیگر اشخاص نوشتم و سعی کردم عقاید و نظراتم رو به شیوه ی دیگه ای با خوانندگان وبلاگ در میون بذارم.

از حدود یک سال پیش به این نتیجه رسیدم که خلأ فضای تبیین مسائل جنسی در اینترنت بسیار پررنگه و کار موثری هم در این زمینه انجام نمیشه. بنابراین با تبیین یکی از مهمترین انحرافات جنسی یعنی خودارضایی  سعی کردم به زعم خودم این خلأ رو پر کنم که البته با انتقادها و تهمت هایی مثل بی شرمی و بی حیایی هم روبرو شدم ولی چون به درستی راهی که می رفتم، یقین داشتم، کارم رو ادامه دادم.

اگه سری به پست های مختلف وبلاگ پاسدار و عاشق ولایت بزنید، متوجه میشید که ترکیبی از همه ی این نوشته ها در وبلاگ وجود داره.

گرچه بر اساس یه قانون نانوشته هیچوقت تعداد بازدیدها با تعداد نظرات تناسب نداشته، اما هیچوقت انگیزه ام رو برای نوشتن از دست ندادم و همیشه سعی کردم برای خدا بنویسم نه برای نظر.

در تمام طول عمر این وبلاگ سعی کردم که همیشه از مطالب متنوعی استفاده کنم که پاسخگوی نیاز های همه ی بازدید کنندگان باشه و رضایت اونها رو فراهم کنه.

برای من همیشه گوناگونی و یکدست نبودن مطالب یکی از مسائل مهم بوده و به خاطر همین هم از الآن سعی ام رو بیشتر میکنم که از موضوعات و مطالب گوناگون و متنوع تری برای نوشته های وبلاگ استفاده کنم.

امیدوارم تا اینجا از وبلاگ پاسدار و عاشق ولایت رضایت داشته باشید.

***دیدگاه های شما ان شاء الله برای بنده دلگرم کننده و راهگشا خواهد بود***



برچسب‌ها: - امام خامنه ای - حرف حساب
نوشته شده در تاریخ یادداشت ثابت - دوشنبه 92/4/18 توسط سرباز ولایت

افسران - سلامتی آقامون صلوات




برچسب‌ها: - امام خامنه ای
نوشته شده در تاریخ جمعه 95/9/12 توسط سرباز ولایت

افسران - امشب روضه جامانده هاست...

کربلایی ها التماس دعا...


افسران - می روی... جاماندگان راه را هم یاد کن!

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً]

ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ

اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ

وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ

وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ

وَعَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

افسران - کربلایی ها التماس دعا....



نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 95/8/20 توسط سرباز ولایت

**آیت الله شیرازی مرجع مشهوری که فتوای تحریم تنباکو را دادند پسری داشتند به نام سید هادی. ایشان 4 پسر داشتند حسن، محمد، صادق و مجتبی.

**حسن بعداز انقلاب در لبنان کشته شدند.

**محمد درنجف ادعای مرجعیت کردند که چند تن از علما از جمله آیت الله خویی( ره)مرجعیت ایشان را تایید نکردند. ایشان در زمان اقامت امام خمینی واکنش هایی را داشتند.

 از جمله در نجف مردم تمایل داشتند امام خمینی امام جماعت نماز حرم امام علی علیه السلام باشند اما ایشان مخالفت هایی داشت. در زمان انقلاب قرار بود شخصیت های زیر یعنی سید محمد صدر در عراق،امام در ایران، سید موسی صدر در لبنان قیام کنند.

محمد صدر را شهید کردند و امام موسی صدر را نیز ربودند. لذا ایشان توقع داشت امام ایشان را مرجع عراق معرفی کرده  و از ایشان حمایت کنند که این طور نشد. لذا به کویت رفتند.

بعد از انقلاب و بعد از رحلت امام به ایران آمدند ودر قم ساکن شدند. در این حال دست به تفرقه زدند که سبب شد تا سال 80 در حبس خانگی باشند و سپس از دنیا رفتند و بنا به مصلحت در حرم حضرت معصومه دفن شدند.


**بعد از ایشان برادرش سید صادق جای ایشان را گرفت و اتاق فکری در انگلیس شکل گرفت. یکی از تئوریسین ها پیشنهاد داد برای مقابله با حکومت شیعه در ایران باید یک حکومت شیعه را علم و شیعه توسط شیعه از بین رود.

در این حال جریان مزبور انتخاب شد.

اینگونه شد که سید صادق در ایران و برادرش مجتبی در کویت با حمایت مالی دولت بریتانیا فعال شدند. بیش از 15 سایت در اینترنت،وبیش از15 شبکه ماهواره ای در خدمت ایشان است.

Image result for ?اسلام آمریکایی تشیع انگلیسی?‎


**جریان شیرازی تخم نفاق را بین مذاهب اسلامی پاشیدند و با توهین به مقدسات اهل سنت توهین به عایشه ، خلفا و ... آتش کدورت بین سنی و شیعه را شعله ور کردند.

** توهین‌های این جریان به ویژه توهین‌های آشکار یاسر الحبیب مانند نگارش و انتشار کتاب الفاحشه وجه آخر للعائشه، سبب شیعه کشی بسیاری در مناطق مختلف دنیا شدند.

این توهین ها در شبکه‌های ماهواره ای مختلف جریان شیرازی به صورت مستقیم و در تندترین عبارات هیجان اهل سنت را علیه شیعه برمی انگیزد.

**یکی از ویژگی‌های جریان شیرازی تکفیر است. علما و مراجع بسیاری مانند مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره )توسط این افراد تکفیر شده اند.

**بنابراین به دلیل ممنوعیت فعالیت این جریان در ایران و سخنان مقام معظم رهبری علیه تشیع انگلیسی،‌ حملات بسیاری را علیه ایشان آغاز کرده اند.

**جریان شیرازی در مقابل مقام معظم رهبری، هفته وحدت را به هفته برائت نام گذاری کردند.


**همچنین در تقابل با دیدگاه ایشان در مخالفت با قمه زنی به ترویج قمه زنی با تمام توان می پردازند. قمه زنی وجهه و تصویر بسیار نامناسبی را از شیعیان در رسانه های غربی ایجاد کرده است.

شبکه های شیرازی نیز با پخش مستقیم این تصاویر، در راستای برنامه های هدایت شده انگلیس علیه تشیع حرکت می کنند.

*1- صادق شیرازی
*2- سید مجتبی شیرازی
*3- حسن اللهیاری
*4- یاسرالحبیب
*5- محمد هدایتی


 ??شبکه ها:
 ??1- امام حسین1
??2- امام حسین2
??3- امام حسین3
??4- اباالفضل العباس
??5- بقیع
??6- الانوار 1
??7- الانوار 2
??8- سلام
??9- چهارده معصوم
??10- شبکه اینترتی حضرت خدیجه
??11- الزهرا
??12- المهدی
??13- مرجعیت
??14- امام صادق
??15- اهل بیت
??16- فدک


(با انتشار گسترده این پیام در جهت بصیرت افزایی گام بردارید.
اجرکم عندالله)



نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 95/7/22 توسط سرباز ولایت

یا حسین تو را آموخته ایم. دردل تو را اندوخته ایم. همه ی عمر تشنگی تو را سوخته ایم و در خنده و گریه، اندوه و شادی، افتادن و برخاستن، سپیده دم مژه گشودن و آخرین لحظه های هم آغوشی پلک ها، نام زیبای تو را زیسته ایم...

باز این چه شورش است که در خلق عالم است ...

آیا در آخرین دم و بازدم، در تنهایی شفاف مرگ، با تو دهشت و وحشت تنهایی را خواهیم شکست؟ آیا تو می آیی و بر دیدگان بسته مان دیده می گشایی؟؟؟

آیا آفتاب محبّت خود را بر سایه ی سنگین غربت ما می گشایی؟؟؟

آیا در رگ هایی که عصای دست خون نیستند تا حیات را در اندام ها بدوانند، تو عصای دست هستی رنگ باخته مان خواهی شد؟؟؟

ای ذبیح عزیز! ای حلقوم تراوا! ای حنجره خنجر کشیده!

در هنگامه ای که حنجره هایمان را توان تراویدن نیست و حفره های عمیق زخم هایمان را مرهمی نیست و گودال سینه مان را نسیم نوازش ضربانی پر نمی کند، دستگیر قلبمان باش.

ای صبر عجیب! 

فرشتگان را صبوری عجیب تو به حیرت افکند ونیزه، ترجمان آیات عجیب عظمت تو بود... دستمان بگیر تا شتاب های گیج به دامچاله های شرارت و شقاوتمان نیفکند.

درکمان بخش تا عظمت تو را دریابیم... سمت نگاه ما را به وسعت بی مرز خویش بچرخان و سوی چشم هایمان را به آفاق فهم و معرفت خویش برسان.

ای کریم! ای سخاوت تشنه!

همه ی ابرها با نام تو باروز می شوند. همه ی گل ها در دم شکفتن، نام تو را تلاوت می کشد. ای رونق عاشقی! ای روح همه ی محبت ها و شیفتگی ها!

تو را داریم، تو نیز ما را باش تا با تو لذت و حلاوت حیات را دریابیم... ما را باش که بی تو مرگ و سیاهی و زشتی، گستره ی زندگی مان را در هم خواهد نوردید... ما را باش، که بی تو خوبی و زیبایی و زندگی را نخواهیم یافت...

کربلا- 23 آبانماه 1380 کنار حرم


برگرفته از کتاب سیب و عطش(نثر عاشورایی) نوشته ی دکتر محمدرضا سنگری

 




برچسب‌ها: - حماسه ها - شهدا - امام مهدی(عج) - کربلا - شمر - دکتر سنگری - عزاداری - حضرت عباس - نامه به معصومین
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 95/7/20 توسط سرباز ولایت

ای روشنای شگفت همیشه شعله ور!

با تو، کدام جاده ی دور هراس خیز، روشن و پیمودنی نمی شود؟

حضور تو یعنی همراهی با همه ی خورشیدها، نشاندن همه ی ستاره ها بر پیشانی رفتن که تو مصباح هدایتی و بی تو هیچ جاده ای به فرجام خویش نمی رسد...

ای لنگرگاه دل های طوفان زده، امین و امان کشتی نشستگان! 

با تو کدام طوفان، گستاخی برآشفتن آرامش دریانوردان دارد؟ کدام موج عصیانگر، حریم کشتی ها را خواهد شکست؟ با تو، ساحل همین نزدیکی است و ژرف ترین اقیانوس هول، پایاب و آرام و رام...

با تو گرداب ها ، بهانه ی رسیدن به مقصد می شوند و خیزاب ها تکیه گاه صبورلنگر انداختن در سواحل رستگاری، تو سفینه ی نجاتی و با تو، همه ی آب های سرکش فرمان می پذیرند و به ساحل می رسانند...

هوای حرم ... هوای حسین ...

دل ربای از دل گره گشا!

قافله قافله دل می ربایی و گره گره قلب ها را می گشایی، همان گونه که چشم ها با تو عقده می گشایند و همه ی ابرها در سرزمین عطشناک تو می بارند...

چه محبوب و شیرین و شوربخش و هوش ربایی!

ای همه ی ما، همه ی ایمان، همه ی عشق، همه ی خدا. از آن روز که گره رگ های تشنه را گشودی و در قساوت تیغ، آیه آیه شکفتن خواندی و قطره قطره، دریا آفریدی تا به امروز، کدام دل روشن، شیفته ی تو نیست؟

ای محبوب قلب ها! خون در قلب ها به شوق تو می دود و راه پیچاپیچ سیاه رگ ها را به امید روشنایی زلال، طی می کند...

ای کربلای تو قلب بی تاب زمین!

تابش هرچه ستاره و خورشید به شوق زیارت زمین توست. قلب همه ی ستاره ها برای تو می تپد، نبض همه ی ستاره ها، نجوای آرام نام توست...

گفته اند هر که خدا را دوست بدارد، پرتوی از عشق تو را به آن می بخشد... دل، بی تو پاره سنگی است که آرامش سینه را برمی آشوبد و صخره ی عبوسی است که عرصه را بر سینه تنگ می کند...

بی تو هر که باشد، عاشقی نمی داند و شکوه شیفتگی را تجربه نمی کند...

کربلا- 23 آبانماه 1380 کنار حرم


برگرفته از کتاب سیب و عطش(نثر عاشورایی) نوشته ی دکتر محمدرضا سنگری

 




برچسب‌ها: - حماسه ها - شهدا - امام مهدی(عج) - کربلا - شمر - دکتر سنگری - عزاداری - حضرت عباس - نامه به معصومین
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 95/7/19 توسط سرباز ولایت

ای تشنه ی غریب!

فهم تو غریب است؛ کشف رازهای تو دشوار... هرچه نزدیک تر می شویم، دورتر می  شوی. هرچه تو را می فهمیم، رازی تازه تر می گشایی و جلوه ای اندیشه سوز تر می نمایی...

هرکس کتاب تو را ورق زد، در نخستین سطر تو، در خود شکست و هزار هزار اندیشه ی پیشینش از هم گسست...

مثل کتاب خدا که از آغاز، راز «الم» را بر شانه های ناتوان فهم قاریان می نشاند، تو نیز در نخستین صفحه، در سطر آغازین و حتی در اولین واژه، بهت و حیرت می بخشی و نگاه عقل را در سرگردانی فهمیدن رها می کنی...

چگونه تو را بفهمیم که بیست و چهار هزار سال پیش از ولادت کعبه، خداوند تو را آفرید و خاک تو را بر خاک کعبه برتری بخشید تا نماز را به سوی کعبه بخوانیم اما سر بر تو بگذاریم وخوب ترین و زیباترین بخش نماز را با تو بگذرانیم...

عجیب است! عبادت خدا با تو قُرب و منزلت می یابد، خاک تو شفاست... یا مَنْ اِسْمُهُ دَوآءٌ وَ ذِکرُهُ شِفآءٌ...!

پرچم ارباب ما از همه بالاتر است ...

ای کعبه ی همیشه ی دلشدگان؛ قبله ی قلب های عاشق!

گفته اند روزی که پرده های غیبت بسوزد و زمین  پس از قرن ها هجرت خورشید، حضور آفتاب را حس کند، مقصد آفتاب، خاک توست...

آفتاب برای انتقام تو بر می خیزد و اگر تو مقصد آفتاب باشی و  آفتاب از کعبه رو سوی تو کند، آیا تو قبله نخواهی شد؟ آیا قبله عوض نمی شود؟

می دانیم آن روز قبله نیز می چرخد و تو طواف گاه جهان می شوی...

ما منتظر تغییر قبله ایم...!


برگرفته از کتاب سیب و عطش(نثر عاشورایی) نوشته ی دکتر محمدرضا سنگری




برچسب‌ها: - حماسه ها - شهدا - امام مهدی(عج) - کربلا - شمر - دکتر سنگری - عزاداری - حضرت عباس
نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 95/7/15 توسط سرباز ولایت

بی تو آب حرمت نداشت. عطش آبروی عاشقان نبود و خاک، این همه شوکت و اعتبار نمی یافت. ای بلاخیز ترین زمین!

بعد از تو به آزمون های دشوار سر نهادن، حیثیت اولیا شد و در خون و عطش ایستادن، رسم شکیبایان پارسا. اگر این خاک نبود، هستی چه خاکی بر سر می کرد؟؟! اگر خدا تو را برای حسین انتخاب نمی کرد، هیچ عاشقی زمین را برای زیستن نمی گزید.

کربلا، ای تاریخ عشق، جغرافیای ایمان!

ای زینت دوش نبی ، روی زمین جای تو نیست ...

کدام تلاوت عاشقانه است که وامدار زمزمه های شبانگاه شگفت عاشورای تو نباشد؟

کدام طراوت بهارانه است که از بهشت تو وام نگرفته باشد؟

ای زخمی مظلوم!

یاد تو التیام زخم هاست. مرور تو، آیینه ی شکسته ی خداست که در آن زیبایی تکثیر شده است. مرور آیین خداست که در هیچ جای خاک این همه زیبا و تمام جلوه نیافته است.

ای خاک تشنه ی سیراب، ای اقیانوس تشنه ی مواج!

هرکس به تو رسید، تشنه شد. هرکه تشنگی از تو یافت، در جانش همه ی دریاها جاری شد. هرکس تو را فهمید، از فهم کهکشان های دور آبی و شیری بی نیاز شد.

آشنایی با تو، آشنایی زدایی است. آشنایی با تو، دانش سوزی و عشق آموزی است. مهر تو، گرمای هر روزی و شیوه ی جان افروزی است.

ما را به جرعه ای از معرفت خویش بنواز...


برگرفته از کتاب سیب و عطش(نثر عاشورایی) نوشته ی دکتر محمدرضا سنگری




برچسب‌ها: - حماسه ها - شهدا - امام مهدی(عج) - کربلا - شمر - دکتر سنگری - عزاداری - حضرت عباس
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 95/7/14 توسط سرباز ولایت

قصه ی غریبی است کربلا که هربار می خوانی اش، تازه تر و داغ خیزتر است...

روایت شگفتی است که تنها با گوش های عطش باید شنید و با گونه های خیس و لبان ترک بسته بازگفت...

http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/CrWijMnVaT0MbROUVwSwXg17r0-9Uw8EW-BIosrI2c2s_EcwG0xUTA/s/w535/

قصه ی عشق است عاشورا؛ نامکرر و تازه و تر و شورانگیز که هر بار می شنوی، پنجره ای تازه به تماشای انسان –انسان آرمانی و آسمانی- می گشاید و پلک ها را به ضیافت آفاقی آبی تر می خواند... این مرثیه ی حماسه گون، قصه ی سیب و عطش است؛ آمیزه ی نجابت سیب و صلابت عطش...

هیچکس نیست که فصلی از این کتاب بخواند و همه ی فصول جان را به چهار فصل این حادثه نسپارد... کربلا خواندنی ترین کتاب تاریخ است؛ بارورترین فصل هستی انسان و شگفت ترین حادثه ای که زیر این آسمان آبی، سرخ و بشکوه، اتفاق افتاده است...

کربلا، عصاره ی همه ی زیبایی ها و عظمت هاست... چه می طلبیم که در کربلا نباشد؛ عشق، ایمان، خدا، انسان، لبخند، اشک، قرآن، زمین، آسمان، آیینه، آفتاب، آب، مهتاب و...؟

این جا که می رسی، فراوانی ایمان است، بی شمار ایثار و فداکاری و شور...

اینجا تقدیر انسان رقم خورده است و سرنوشت خوبی... هرچه گم شده داریم، در کربلا بیابیم و هرچه یافته، در اینجا گم کنیم که خدا پیش از کعبه، کربلا را ساخته و پیش از آسمان، حسین...

هر که خدا و خوبی می خواهد، از کربلا ناگزیر است... هرکه زیباترین روز خدا را می خواهد، عاشورای حسین را باید ادراک کند...


برگرفته از مقدمه ی کتاب سیب و عطش(نثر عاشورایی) نوشته ی دکتر محمدرضا سنگری 




برچسب‌ها: - امام مهدی(عج) - کربلا - شهدا - حماسه ها - دکتر سنگری - شمر - عزاداری - حضرت عباس
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 95/7/12 توسط سرباز ولایت
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 95/6/23 توسط سرباز ولایت
   1   2   3   4   5   >>   >