سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

/معنا شد/

نماز جمعه تاریخی رهبر انقلاب چگونه پس از 4 سال معنا شد؟

بقای مردمسالاری در ایران؛ مدیون آیت‌الله خامنه‌ای/ قاهره امروز؛سرنوشت تهران بود اگربدعت‌های‎غیرقانونی 88 پذیرفته می‌شد

 «بنده زیر بار بدعت‌های غیرقانونی نخواهم رفت.» حدود چهار سال زمان لازم بود تا این جمله رهبر انقلاب که در نماز جمعه تاریخی 29 خرداد 88 بیان کردند، معنای اصلی خود را بروز دهد و همگان متوجه شوند حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، چه خطر بزرگی را از سر ایران عزیز دفع کرده است... 

این روزهای میدان «التحریر» قاهره، در میدان «آزادی» تهران هم به وقوع می‌پیوست اگر رهبر انقلاب برای تامین نظر چند نفر از فعالان سیاسی کشور و برخی نامزدهای انتخاباتی، «قانون» رسمی کشور را نادیده می‌گرفت و فصل الخطابی به نام صندوق رای را به اردوکشی خیابانی تقلیل می‌داد.

 
اتفاقی که این روز‌ها در مصر می‌بینیم و خون‌هایی که در خیابان‌های قاهره بر زمین ریخته می‌شوند و حکومتی که با کودتا دست به دست می‌شود، نتیجه عدم پذیرش صندوق رای به عنوان فصل الخطاب تعیین مسئولان سیاسی یک کشور و تلاش برای وزن‌کشی سیاسی از طریق اردوکشی‌های خیابانی است.
 
محمد مرسی که سال گذشته با رای مردم در یک انتخابات بر سر کار آمد، اکنون با کودتای ارتش به دلیل آشوب‌ها و تظاهرات خیابانی کنار می‌رود اما این پایان کار نیست. اکنون گروه‌های سیاسی در مصر فهمیده‌اند که صندوق رای در این کشور تنها یک ارزش نمادین دارد. رئیس‌جمهور بعدی هم حتی اگر با رای مردم در یک انتخابات آزاد برگزیده شود، بعد از مدت کوتاهی باید شاهد اردوکشی خیابانی باشد و‌‌ همان آش و‌‌ همان کاسه.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سال 88 حتی آبروی خود را نیز برای حفظ قانون و اعتبار صندوق رای و جمهوریت نظام در طبق اخلاص قرار داد که اگر این اقدام صورت نمی‌گرفت، حتی در صورت تامین نظر کاندیداهای شکست خورده در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، مجددا پس از مدت کوتاهی، گروه مقابل یا طیف‌های دیگر سیاسی به جای تلاش برای کسب قدرت از طریق صندوق رای، اردوکشی خیابانی را کلید می‌زدند تا وزن‌کشی‌های سیاسی را به جای مناسبات قانونی، در کف خیابان جستجو کنند؛ مساله‌ای که باعث می‌شد تصاویری که این روز‌ها از طریق رسانه‌ها در مصر می‌بینیم، در کف خیابان‌های تهران نظاره‌گر باشیم.
 
اگر انتخابات در سال 88 بر طبق خواسته فتنه‌گران باطل می‌شد، باید برای همیشه با صندوق رای در ایران خداحافی می‌کردیم
 
 
درس تاریخی رهبر انقلاب به شکست خوردگان انتخابات سال 88 این بود که برای جبران از دست رفتن قدرت باید اقدامات و فعالیت‌های سیاسی را دنبال کنند تا بتوانند در چهار سال بعد و در انتخابات ریاست جمهوری آتی، کرسی‌های قدرت را کسب کنند. در واقع باید بقا و استمرار دموکراسی و مردم سالاری در ایران را مدیون حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دانست؛ چرا که اگر پافشاری ایشان بر دفاع از رای اکثریت مردم نبود و ایشان نیز مانند بسیاری از سیاستمداران دنیا ترجیح می‌دادند راه ساده‌تر و کم خطر‌تر لابی با کانون‌های قدرت را دنبال کنند و تن به بدعتِ غیرقانونیِ «نپذیرفتن رای و نظر مردم» می‌دادند، اکنون صندوق رای در این کشور کوچک‌ترین محلی از اعراب نداشت.
 
رهبر انقلاب با ایستادگی خود در برابر همه فشار‌ها، توهین‌ها و تخریب‌ها، به دوست و دشمن ثابت کردند که «جمهوری اسلامی اهل خیانت در آرای مردم نیست»، حتی اگر اردوکشی های پرهزینه خیابانی در مقابل آن طراحی شود. گزاره‌ای که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری هم برای چندمین بار اثبات شد و انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس‌جمهور، آن هم تنها با هفت دهم درصد اختلاف، حتی ناظران کارکشته بین‌المللی را هم شوکه کرد و انگشت به دهان گذاشت.
 
اگر ایستادگی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و پافشاری ایشان بر صیانت دقیق و جدی از آرای مردم نبود، هر روز خیابان‌های تهران نظاره‌گر جوی خونِ افرادی بودند که در آتش اردوکشی خیابانی طرف های مختلف، جان خود را از دست می‌دادند. هر چند‌‌ همان معدود هموطنانی هم که در فتنه جان خود را از دست دادند، حاصل کینه‌توزی و لجبازی سران فتنه و حامیانشان بودند و «باید» در دادگاه پاسخگوی اعمال غیرقانونی خود باشند و محاکمه شوند اما اینکه آمار کشته شدگان به روزانه صد‌ها نفر نرسید و آرامش این روزهای کشور، همه و همه مدیون مقاومت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در برابر بدعت‌های غیرقانونی است.
 
در واقع، نتیجه عملی مدلی را که میرحسین موسوی در سال 88 بدنبالش بود، امروز می‌توان در کف خیابان‌های مصر دید.
 
رئیس‌جمهور برگزیده‌ای که توسط نیروهای نظامی، برکنار شده و در محاصره است؛ خیابان‌هایی که شاهد درگیری و خونریزی و خرابی هستند؛ رسانه‌هایی که آشوب در کشور را به افکار عمومی جهان مخابره می‌کنند؛ درگیری و کشمکش میان نیروهای سیاسی؛ هرج و مرج و ناامنی... تصور این منظره در ایران هم سخت نبود، اگر «سیدعلی حسینی خامنه‌ای» در برابر خواسته غیرقانونی فتنه‌گران نمی‌ایستاد.



[ شنبه 92/4/15 ] [ 1:58 صبح ] [ سرباز ولایت ]

/صرفا طنز!!/

تذکر مهم: سلام دوستان. تصمیم گرفتم مناسب با فضای وبلاگ، و برای خارج شدن از جو خشکی که وجود داره، یه مطلب طنز تو وبلاگ قرار بدم. این مطلب «صرفا» طنزه. پس خواهشا کسانی که این مطلب رو میخونند، هیچ توهینی رو به کسی قلمداد نکنند.باتشکر


 

kandidaha

این طنز به نقل از سایت صراط نیوز است  به نظر اقدام جالبیست که از دو منظر قابل تقدیر است . اول فضای خشک و سخت انتخابات سبک میشود از سوی دیگر رئیس جمهور منتخب را آماده انتقاد و انتقاد پذیری می نماید:

 از آنجا که ما کارمان خیلی درست است توانستیم دستگاهی اختراع کنیم و چهارسال بعد را با پیش فرض اینکه هر یک از نامزدهای ریاست جمهور رئیس جمهور می شدند پیش بینی کنیم! البته این دستگاه را بیشتر به این خاطر اختراع کردیم که سرشوخی را با دکتر روحانی باز کنیم. هر چند دکتر احمدی نژاد می رود، اما بالاخره یک طوری ما طنزنویس ها هم باید نان بخوریم دیگر!

اگر مهندس غرضی رئیس جمهور می شد:

به قول شاعر: “تصور کن، اگه حتی، تصور کردنش سخته!”؛ با رئیس جمهور شدن ایشان طنزنویسان به جلسات هیات دولت دعوت می شدند و کلا همه دور هم می گفتن و می خندیدن؛ نشاط جامعه اینقدر بالا می رفت که دیگر هیچ بیمار روانی در کشور وجود نمی داشت و همه روانشناسان به این دلیل از کار بیکار می شدند!

بعد از چند ماه و با کاهش تورم به زیر صفر، کشور دچار رکود اقتصادی می شد و مسئولان به این فکر می افتادند که حالا باید چیکار کنند؟!

در طی 4 سالی که ایشان رئیس جمهور می بودند تیمی تشکیل می شد پاسخ سوالات فلسفی ایشان را بدهد؛ و بالاخره معلوم شود که آیا فرهنگ در طول حرکت می کند یا در عرض؟! و یا اینکه بالاخره فرهنگ موجودی زنده است یا خیر؟!

در طی این دوران “دولت ضدتورم” ایشان با هرگونه “تورم” مبارزه می کرد و بعد از رفع تورم اقتصاد، به شکم های متورم همشهریان هم پرداخته می شد و دیگر کسی در کشور اضافه وزن نمی داشت!

اگر دکتر جلیلی رئیس جمهور می شد:

از یکدم همه ظرفیت ها آزاد می شدند! همه آدم ها هم با ظرفیت می شدند و دیگر کسی از انتقاد کس دیگری دلخور نمی شد! حتی ظرفیت باک خودروها را هم افزایش می دادند تا با یک باک بنزین بتوانی از اینجا تا محل اجلاس 5+1 بروی ، با کاترین مذاکره کنی و برگردی!

اگر دکتر عارف رئیس جمهور می شد:

بالاخره به دکتر می رفت و به دکتر می گفت که: “4سال دل درد گرفتم!”؛ همه معادن را به جاذبه گردشگری تبدیل می کرد و البته مرام لوطی گری و تریپ معرفت را هم در کشور ترویج می داد.

اگر دکتر رضایی رئیس جمهور می شد:

همون موقع اعلام نتایج کنار می کشید و نفر دوم می شد رئیس جمهور ؛ آقا محسن در بیانیه استعفایش می نوشت: “لذتی که در نامزد شدن هست در انتخاب شدن نیست! من هدفم در این سال ها نامزد شدن بود نه رای آوردن! وقت ندارم رئیس جمهور بشم! می خوام برم مطالعه و تحقیق کنم و برنامه هام رو ارتقا بدم تا 4 سال بعد با برنامه هایی جدید دوباره کاندیدا بشم!”

* اگر دکتر قالیباف رئیس جمهور می شد:

تیم مذاکره 5+1 با احترامی ویژه به ایران دعوت می شدند و بعد گازانبری مذاکرات را پیش می بردیم!

* اگر دکتر ولایتی رئیس جمهور می شد:

یک واحد درسی با عنوان “چگونه مذاکره کنیم!” به واحدهای درسی دانشجویان اضافه می شد!!

* اگر دکتر حداد عادل رئیس جمهور می شد:

بعد از چهارسال تازه باورش می شد که این اتفاق افتاده که خیلی دیر بود و زمان ریاستش بر قوه مجریه به اتمام می رسید!

حالا که دکتر روحانی رئیس جمهور شد:

ابتدا سعی می کند با کلیدش، قفل های زده شده بر رشد اقتصاد و اشتغال را باز کند! اما بعد از مدتی متوجه می شود این قفل ها محکمتر از این حرف ها هستند و از دکتر احمدی نژاد می خواهد کلیدها را پس بدهد! اما به دلیل اینکه کلیدها پیدا نمی شوند بالاخره می روند و از یکی از نامزدها گازانبر(!) می گیرند و همه قفل ها را می برند!

پوزخند شاد باشید پوزخند



[ پنج شنبه 92/4/6 ] [ 12:6 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/توهم تقلب/

taghalob

توصیف حال و هوای این روزهای ایران، بیش از آنکه نوشتنی و خواندنی باشد، دیدنی است. شور و شعف و هیجان و امید و توکل و دعا و اضطراب و جست و خیزهای بام تا شام را باید از نزدیک دید، با خواندن این دست نوشته ها نمی توانش فهمید. امروز اما که روز انتخاب است و فردا یوم فرجام، کم نیستند کسانی که برای لحظاتی خود را از این همه هیجان فارغ می کنند و تصاویر همین ایام را در انتخابات گذشته ریاست جمهوری در ذهن مرور می کنند؛ بعضی ها غصه آن پیروزی شیرین را می خورند که تلخ شد، برخی پشیمان از دروغی که کوتاه مدتی باورش کرده بودند و عده ای نیز، در لابلای مرور آن تصاویر، ریشخند می زنند بابت دروغ بزرگی به نام تقلب که گفتند و مردم را فریفتند و این روزها هم سرها را بالا گرفته اند و انگار که نه انگار... اینها، بسیار دوست می دارند که بر گذشته صلوات فرستاده شود.
 
شاید از سعه صدر بی مانند نظام ما باشد که بر اینها صبر می کند و خون دل می خورد و چشم می بندد؛ اما حقیقتی است که این مظلومیت، پنهان نیست. آن دو دسته نخست، این ریشخندهای پنهانی دسته سوم را می بینند، آن ایام پر از حادثه 88 را به یاد می آورند و البته، احوال این روزهای دروغ گویان را نیز پیش چشم دارند، و در دل حرف های بسیار می گویند...
 
دروغ بزرگ تقلب را ساختند و پندارشان این بود که ملت هم باور خواهد کرد که در این کشور، انتخابات تجلی نمایش و فرمایش است: مردم را سر صندوق ها نمایش می دهند و رئیس جمهور را فرمایشی از صندوق ها بیرون می کشند!
 
سینه ها را سوزاندند و خواستند آتشفشان بسازند. با تبر و چکش و دیلم و آتش، کسانی را به جان اموال زبان‌بسته ملت انداختند؛ سوختند و کشتند و بردند و رفتند و خبرنگاران خارجی هم از صحنه های جگرخراش عکس و فیلم گرفتند و آبروی کشور را بردند. اما دیری نپایید که پرده ها افتاد و صحنه های واقعیت نمایان شد. حماسه ای که 9 دیماه 88 و انتخابات مجلس نهم خلق شد و این روزها نسخه دیگرش در حال تولد است، نشان داد که مردم دروغ بزرگ تقلب را باور ندارند.
 
حقایق و واقعیت ها از ذهن ها پاک نمی شوند، بلکه گذشت زمان و انباشت شواهد، بر غلظتشان می افزاید. ادعاهایی از میان می‌روند و به زباله دان تاریخ می پیوندند که شمار مشتریان معتقد به راست بودنشان، دیگر کافی نباشد و ریشه‌های تغذیه‌کننده شان بخشکد.
 
دروغ تقلب را نه مردم باور کردند و نه خود مدعیان تقلب. امروز حتی آنها که آن دروغ بزرگ را در بوق کردند و فتنه را سازمان دادند، در تقلای جذب رای مردمند و دم خروسشان بیرون زده است. به حول و ولا افتاده اند که کاندیدایشان پیروز انتخابات شود و کسی هم از ایشان نمی پرسد که اگر انتخابات نمایش است در میانه این میدان چه می کنید؟
 
چند سال پیش راقم این سطور در جریان مناظره ای با یکی از چهره های یک جریان خاص سیاسی، از وی سوال کرد «در کجای دنیا به جریانی اپوزیسیون که به روی ساختارها و مبانی نظام سیاسی مستقر شمشیر می کشد، اجازه فعالیت داده می شود که شما اینگونه بی پروا برای زمین زدن جمهوری اسلامی تلاش می کنید؟» پاسخ این بود که «جمهوری اسلامی سعه صدر خود را بیشتر کند»!
 
سعه صدر جمهوری اسلامی زیاد هست؛ آنقدر زیاد که در هیچ جای کره خاکی مثالش یافت می نشود؛ آنقدر زیاد که دروغگویان و فتنه گران 88 که سنگین ترین خسارت ها را به کشور زدند، امروز علی رغم بی آبرویی سیاسی، ادعای «ریش سفید»ی و «بزرگ»ی یک جریان را دارند و برای کاندیداهایش تعیین تکلیف می کنند. قدر بدانیم، قدر بدانند...
 
یادمان باشد دولت همان دولت و حکومت همان حکومت است.
بنابر این اگر تقلبی در کار بود تقلب در 92برای حکومت خیلی خیلی کم هزینه تر بود تا تقلب در سال 88
منتظر اعلام عذرخواهی سبزها ار رهبری،نظام ، مردم و شهدا هستیم...
-------------------------
پ:ن: یادمه در سال 88 بزرگترین ادعای مدعیان تقلب این بود که چرا تا قبل از اعلام سلامت رای توسط شورای نگهبان، رهبری به رییس جمهور تبریک گفت!
ببینید که امسال هم طبق روال مقام معظم رهبری بعد از اغلام نتایج به مردم و منتخب ملت تبریک گقتند.
منبع:http://velayi.persianblog.ir/(با ولایت تا شهادت)


[ یکشنبه 92/3/26 ] [ 12:38 صبح ] [ سرباز ولایت ]

/نباید رأی بدهید.../

تو و رسانه هایت می گویید ما نباید رأی بدهیم ولی ما اینگونه ایم:

1. ما پیروان حضرت عیسی مسیح(ع) و ایرانی هستیم . مامسیحیان ایران در حماسه سیاسی 24 خرداد ملت کشورمان  شرکت خواهیم کرد ؛

2. ما عربهای ایران برای سربلندی کشورمان با آگاهی و نشاط پای صندوق‌های رأی حضور می‌یابیم ؛

3. ما زرتشتیان ایران کما فی‌السابق پای اعتلای کشور ایستاده‌ایم و 24 خرداد چون همیشه در صحنه‌ایم ؛

4.سنی ایرانی‌ایم ، حق داریم مسئولان اجرایی کشورمان را انتخاب کنیم ؛

5. وظیفه دینی و انقلابی ما شیعیان ایران اسلامی است که "پشتیبان ولایت فقیه باشیم تا به مملکتمان آسیب نرسد" . لذا حضور حداکثری در انتخابات را تکلیف خود می‌دانیم ؛

6.اصلاح‌طلبیم ، اصلاح امور کشور را با انتخاب رئیس جمهوری تابع ولی فقیه و قانون اساسی و دلسوز برای نظام و مردم و انتخاب اعضای شورای شهر و روستایمان در 24 خرداد دنبال می‌کنیم ؛

7. ما نسل سوم انقلابیم ، اولین بار است که از حق رأی دادن استفاده خواهیم کرد . ما رأی اولی‌ها با حضور پرشور در انتخابات خرداد ، حماسه می‌آفرینیم ؛

8.اصولگرایی و پایبندی به اصول اساسی انقلاب ، راه حضرت امام خمینی(ره) و نظام در پوست و خون ماست و تا پای جان از همیٌت و ارزش‌های انقلاب و نظام اسلامی حمایت می‌کنیم.

9. ما نسل اول انقلابیم و برای پیروز انقلاب به رهبری معمار کبیر انقلاب اسلامی و استقرار نظام برآمده از انقلاب از جان خود گذشته‌ایم . امروز شرکت در انتخابات نظام مقدس اسلامی را در مقابل فشارها تحریم‌های استکبار بیمه خواهدکرد و ما چون همیشه ایستاده‌ایم ؛

10.ما فدائیان ولایتیم ، حماسه‌آفرینی به پیروی از رهبر ،وظیفه ماست . در این راه تا پای جان ایستاده‌ایم .

راستی ، چه فرق می‌کند ما از کدام قوم و قبیله و پیرو کدام دین و مذهب و وابسته به کدام جریان سیاسی و اجتماعی هستیم ! ما ملتی متکثر دینی ، مذهبی و قومی هستیم ، اما متکثر واحدیم .

ترکیم ، کُردیم ، بلوچیم ، فارسیم ، عربیم ، ترکمنیم ، طالشی هستیم ، گیلکیم و یا به هر زبان و گویش دیگری سخن می‌گوئیم ؛

مسلمانیم ، مسیحی‌ایم ، زرتشتی‌ایم و یا کلیمی ؛

اصول‌گرائیم ، اصلاح‌طلبیم و یا بدون گرایش گروهی و جریان سیاسی ؛

ما ایرانی هستیم...

اولا ما حق داریم در تعیین سرنوشت کشورمان دخالت کنیم . انتخاب رئیس قوه مجریه و اعضای شوراهای اسلامی شهر روستا حق ماست ؛

ثانیا وظیفه داریم در یکی از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین برنامه‌های کشورمان ، یعنی انتخابات شرکت کنیم .

ما ایرانیان از هر قوم و قبیله و با دین مذهب و با هر گونه گرایش ؛ تصمیم داریم هم‌چون سی و چهار سال گذشته هم از حق تعیین سرنوشت خود استفاده نمائیم و هم به وظیفه خودمان در قبال کشومان عمل کنیم .

آری ما اینگونه ایم و روز انتخابات با تو چنین کردیم:

ax



[ جمعه 92/3/24 ] [ 12:13 عصر ] [ سرباز ولایت ]

*هر رأی حکم یک سرباز را دارد*

افسران - من رای میدهم..... :)))



[ یکشنبه 92/3/19 ] [ 9:55 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/چرا به جلیلی رأی نمی دهم/

jalili

به نظر من دکتر سعید جلیلی شخصیتی مؤمن، انقلابی، شایسته و ولایتمدار است، اما در این برهه تاریخی تجربه و شاید توان لازم برای بدست گرفتن مدیریت اجرایی کشور را دارا نمی باشد. شواهدی بر این مدعا:

فعالیت چندین ساله ی ایشان در وزارت امور خارجه و شورای عالی امنیت ملی، از ایشان شخصیتی سیاسی و دیپلماتی برجسته ساخته است اما به نظر من شخصیت ایشان چنان که برای یک رییس جمهور باید باشد، مردمی نیست.

با تمام احترامی که برای ایشان و دیگر رزمندگان جبهه ی حق علیه باطل قائلم، ولی به نظرم ایشان با مجروحیتی که دارند، شاید نتوانند به خوبی از فعالیت های فشرده و سنگینی که یک رییس جمهور باید آنها را انجام دهد، بر بیایند.

نوع صحبت کردن ایشان بسیار لفظ قلم و بسیار مؤدبانه است که این یک مزیت برجسته است ولی همین موضوع باعث می شود که شاید ایشان نتوانند با مردم عامه ی کشور و اقشار مختلف به خوبی ارتباط بر قرار کنند.

در پایان این موضوع را باز تذکر می دهم که به نظر من ایشان برای «ریاست جمهوری»آنچنان که باید مجرب و توانا نیستند ولی به خوبی می توانند از مسئولیت های دیگری مانند فعالیت در زمینه سیاست خارجی بر بیایند چنانکه در این زمینه کارنامه درخشان و قابل قبولی دارند.

اگر با نظرات من مخالفید، نظر بدهید



[ شنبه 92/3/18 ] [ 12:54 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/قول بدهند/

ghol

رهبری: آن کسانى که امروز با مردم حرف میزنند، آنچه که توانائى انجام آن را دارند و مردم به آن احتیاج دارند، آن را با مردم در میان بگذارند.
قول بدهند با عقل و درایت عمل خواهند کرد؛ اگر برنامه
اى در هر موردى از مسائل دارند، آن برنامه را براى مردم ارائه کنند؛
قول بدهند که با پشتکار و ثبات قدم در این میدان پیش خواهند رفت؛
قول بدهند که از همه
‌ى ظرفیتهاى قانون اساسى براى اجراى وظیفه‌ى بزرگِ خودشان استفاده خواهند کرد؛
قول بدهند که به مدیریت اوضاع کشور خواهند پرداخت؛
قول بدهند که به مسئله
ى اقتصاد - که امروز میدان چالش تحمیلى بر ملت ایران از سوى بیگانگان است - بخوبى خواهند پرداخت؛
قول بدهند حاشیهسازى نمیکنند؛
قول بدهند دست کسان و اطرافیان خود را باز نخواهند گذاشت؛
قول بدهند که به منافع بیگانگان، به بهانه
هاى گوناگون، بیش از منافع ملت ایران اهمیت نخواهند داد. 



[ پنج شنبه 92/3/16 ] [ 2:12 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/ایران به رییس جمهوری نیاز دارد که.../

agha 

رهبری :کشور و ملت بزرگ و مقاوم ایران به رئیس جمهوری نیاز دارد که در عرصه بین المللی و در مقابل استکبار، نترس و شجاع، و در عرصه داخلی نیز صاحب برنامه، حکمت، تدبیر، معتقد به اقتصاد مقاومتی، دارای تهذیب اخلاقی، به دور از حاشیه سازی وتشویش آفرینی و دارای شعارهای منطقی و منطبق با واقعیت باشد.

دیدار با کارگران 7/2/92 

 

 

entekhabat



[ شنبه 92/2/7 ] [ 3:16 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/همه باید تسلیم رأی قانون باشند/

رهبری در سخنرانی اول فروردین:در مسئله‌ی انتخابات و غیر انتخابات، همه باید تسلیم رأی قانون  باشند؛ در مقابل قانون تمکین کنند. آن حوادثی که درسال 88پیش آمد ــ که برای کشور ضرر داشت و ضایعه‌آفرین بود ــ همه از همین ناشی شد که کسانی نخواستند به قانون تمکین کنند؛ نخواستند به رأی مردم تمکین کنند. ممکن است رأی مردم برخلاف آن چیزی باشد که منِ شخصی مایل به آن هستم؛ اماباید تمکین کنم. آنچه که اکثریت مردم، اغلبیت مردم آن را انتخاب کردند،باید همه تمکین کنند؛ همه باید زیر بار بروند. خوشبختانه سازوکارهای قانونی برای رفع اشکال، رفع اشتباه، رفع شبهه وجود دارد؛ از این راهکارهای قانونی استفاده کنند. این که وقتی آنچه که اتفاق افتاده است، برخلاف میل ما شد، مردم را به شورش خیابانی دعوت کنیم ــ که این در سال 88 اتفاق افتاد ــ یکی از خطاهای جبران‌ناپذیر است. این تجربه‌ای شد برای ملت ما، وملت ما همیشه در مقابل یک چنین حوادثی خواهد ایستاد...

rahbar.

 



[ سه شنبه 92/1/20 ] [ 5:57 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/رهبری یک رای بیشتر ندارد/

rahbarرهبری در سخنرانی اول فروردین: رهبری، یک رأی بیشتر ندارد. بنده‌ی حقیر مثل بقیه‌ی مردم، یک رأی دارم؛ این رأی هم تا وقتی که در صندوق انداخته نشود، هیچ کس از آن مطّلع نخواهد بود. حالا ممکن است آن کسانی که صندوق دست آنها است، بعد باز کنند، خط این حقیر را بشناسند، بفهمند بنده به چه کسی رأی دادم؛ اما تا قبل از رأی دادن، کسی مطّلع نخواهد شد. اینجور نیست که کسی بیاید نسبت بدهد که رهبری نظرش به فلان است، به بهمان نیست. اگر چنین نسبتی داده شد، این نسبت درست نیست. البته این روزها با این وسائل عجیبِ رسانه‌ایِ کنونی ــ‌ این پیامکها و امثال اینها ــ متأسفانه حرفهای گوناگون، نسبتهای گوناگون به اشخاص گوناگون، رواج دارد. گاهی ممکن است یک نفر هزاران پیامک بفرستد. برای من گزارش دادند که ممکن است در ایام انتخابات، روزی چند صد میلیون پیامک رد و بدل شود. مراقب باشید، تحت تأثیر این چیزها قرار نگیرید؛ نگاه کنید، تشخیص بدهید، اصلح را بشناسید و برای ادای تکلیف، اسم او را به صندوق رأی بیندازید.



[ سه شنبه 92/1/20 ] [ 5:30 عصر ] [ سرباز ولایت ]
  • کد نمایش افراد آنلاین