سفارش تبلیغ
صبا ویژن

/هان افسران جوان...؟/

به نیت و امید دمیدن روحی تازه در راستای نشر نامه ی آقا پنج صلوات بفرستیم ...
نامه های امام خامنه ای هیچوقت زمان دار نبوده و نیست و ان شاء الله نخواهد بود...
چرا
در انتشار نامه ی مقدس و روشنگرانه ی نائب امام زمانسهل انگاری می کنیم؟؟؟

افسران - همسنگران سایبری!!! نامه ی اماممان را فراموش نکنیم....

هان افسران جوان...؟



برچسب‌ها: امام خامنه ای
[ پنج شنبه 94/10/17 ] [ 11:1 صبح ] [ سرباز ولایت ]

/روز وحدت حوزه و دانشگاه گرامی باد.../

از بیانات امام خامنه ای در روز ملی مبارزه با استکبار در تاریخ 1373/8/11:


افسران - وحدت حوزه و دانشگاه در بین امام خامنه ای(ارواحنا فداه)....

ما دو نهاد اصیل دانشجویی داریم. یکی متوجه به کسب علوم مربوط به فهم و تبلیغ دین و نوآوری در مباحث دینی و نوآوری در فهم مسائل روز و حادث شونده در زندگی است که این حوزه است و کارش عبارت است از تحقیق در مسایل دینی و فراگرفتن احکام الهی در همه شؤون زندگی، آن هم نه فقط در آنچه که مربوط به کُنج محراب یا خانه است بلکه در قلمرو وسیع زندگی بشر...

این گروه این را باید یاد بگیرند، احکام جدیدش را تحقیق کنند، ناخالصی‌ها و ناسره‌ها را از آن بزدایند و آن را با زبان مناسب در هر جامعه‌ای و هر زمانی و هر مخاطبی به رساترین شکل ممکن به مخاطبین برساند. این وظیفه آن نهاد حوزه‌ای است و اسمش حوزه علمیه است.

http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/9/26/118060_781.jpg

یک نهاد دانشجویی دیگر داریم که این نهاد ناظر است به اداره امور زندگی مردم منهای مسائل مربوط به دین، مردم معاش دارند، کسب دارند، راه دارند، ساختمان دارند، جسم دارند، شناسایی‌های گوناگون لازم است. تحقیق در امور زندگی مردم لازم است علوم مختلف و انواع و اقسام دانشها، برای بهتر کردن و راه انداختن زندگی مردم، وجود دارد. این نهاد هم مشغول فراگیری این دانشهاست که اینها را فرا بگیرد... و آنها را برای پیاده شدن در جامعه آماده کند.

این هم یک نهاد دانشجویی دیگر{که نامش دانشگاه است.} حالا اگر هر دوی این نهادهای دانشجویی خوب کار کنند و با هم رابطه متقابل دوستانه و از خود دانستن یکدیگر داشته باشند معنایش این خواهد شد که این جامعه، هم دینش، هم دنیایش آباد خواهد شد. آنها جهت گیری زندگی او را تصحیح می کنند و اینها حرکات زندگی او را تسهیل می‌کنند. آنها فکر و ذهن و روح او را آنچنان که از زشتی‌ها و نادرستی‌ها می‌آلایند که بفهمد به کجا باید حرکت کند و اینها وسیله این حرکت را به دست او می‌دهند تا حرکت کند.

افسران - /پیروزی ما در گرو وحدت ماست.../



برچسب‌ها: امام خامنه ای | شهید مفتح
[ پنج شنبه 94/9/26 ] [ 11:30 صبح ] [ سرباز ولایت ]

این نگاه کاملا عقیم و بی فایده است...!

جملات کلیدی راهبر مقتدر انقلاب اسلامی ایران در حرم مطهر رضوی:

افسران - این نگاه کاملا عقیم و بی فایده است...!

اسلام از ما هم افزایی وانسجام میخواهد/دولتها در نظام اسلامی باید موردحمایت مردم قرار گیرند،حتی از سوی کسانی که به آن رای ندادند/این حرف لب معنای انسجام اسلامی درکشور اسلامی ماست.

برخورد‌ها نه از سوی مردم و نه از سوی مسئولان تحقیر آمیز نباشد/ دلواپس بودن جرم نیست اما به معنای متهم کردن و نادیده گرفتن زحمات و خدمات نباشد/ دولت و طرفداران دولت و کسانی که ابراز دغدغه و دلواپسی می‌کنند،‌ اهانت نکنند/ از همه دولتها و از این دولت حمایت کرده و میکنم البته چک سفید امضا هم به کسی نمیدهم.

یکی از بزرگ ترین چالش‌های کشور امروز مسئله اقتصاد ملی است. دشمن با فشار اقتصاد می‌خواهد مردم را در مقابل دولت و نظام قرار دهد و امنیت بی‌نظیر کشور را به‌دست مردم از بین ببرد.

این نگاه که سیاست خارجی را تغییر دهیم، با مستکبر کنار بیائیم و تحمیل را بپذیریم تا اقتصاد رونق پیدا کند، کاملاً عقیم و بی‌فایده است.

این که آمریکایی ها تکرار می‌کنند ما با ایران قرارداد می بندیم بعد نگاه می‌کنیم اگر عمل کردند تحریم‌ها را برمی داریم، ما این را قبول نداریم. این خدعه آمریکایی‌ است.

رفع تحریم‌ها جزو موضوع مذاکره است نه نتیجه مذاکره. مسئولان ما صریحا گفتند که رفع تحریم‌ها باید بدون هیچ فاصله ای در هنگام رسیدن توافق انجام شود.

http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/Us3k6eYXcbwylsCGxJ3SSwYosxPzP3AiY0h1_l-ugTSCnzhZOcxO3Q/s/w480/



برچسب‌ها: امام خامنه ای | دولت یازدهم
[ یکشنبه 94/1/2 ] [ 1:37 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/این انقلاب اسلامی ما را به انقلاب مهدوی می رساند...!/

124هزار عدد کوچکی نیست، به همین تعداد فرستاده ی آسمانی بسوی زمین روانه شدند تا تعالیم روح بخش الهی را به انسان ها برسانند. این پیام رسانان، گاه با بی مهری ها و شقاوت های کم نظیری روبرو شدند ولی هرگز از آنچه به عهده شان گذاشته شده بود، سر باز نزدند.

برخی (حتی تا همین الآن خودمان!) می پندارند وظیفه ی انبیاء و در ادامه ائمه ی معصومین، این بوده که مقداری پندها و اندرزهای اخلاقی را از منبعی به نام وحی بیاموزند و آنها را به مردم منتقل کنند و اصلا آنها مسئولیتی به عنوان اداره ی جامعه نداشته اند...؛ هرچه به ذهن خود فشار می آورم، نمی دانم این افراد حکومتداری پیامبرانی چون حضرت داوود، سلیمان، یوسف و نظام اسلامی پیامبر اکرم و امام علی (علیهم افضل الصلوات) را چگونه توجیه می کنند!!

خب بر اساس حکمت و عدل خدا، اگر اقوام گذشته، نبی و رسول داشته اند، پس ما هم باید شخصی الهی چون آنان در دسترس داشته باشیم؛ پس کجاست؟

وقتی به نوشته ها و متون الهی مانند آیات و روایات مراجعه می کنیم، درمی یابیم که بعد از درگذشت حضرت محمد(ص)، شرایط اجتماعی و فرهنگی مردم به گونه ای بود که می توانستند بدون پیامبر و با حضور شخصی به عنوان امام، نیازهای همه جانبه ی خودشان را برطرف کنند.

افسران - یا علی مدد...!

امام همه ی مسئولیت ها و ویژگی های پیامبر را داشت بجز دریافت وحی؛ در واقع امام دیگر آیین جدیدی نمی آورد بلکه معارف زیبای اسلام را در همه ی ابعاد اجتماعی پیاده می کرد. این وظیفه ی امام بود. اما در واقعیت شرایط به شکلی دیگر رقم خورد به گونه ای که از مجموع دوازده امام، فقط امام علی و امام حسن مجتبی(ع) -آن هم برای مدت اندکی- موفق به تشکیل حکومت اسلامی شدند.

ائمه ی دیگر با توجه به وضعیت جامعه، روش های تبلیغ و مبارزه ی گوناگونی در پیش گرفتند؛ اما حرکت آنها در مجموع یک حرکت پشت سر هم و مستمر بود. با این حال همه ی یازده امام به دست کسانی که ادعای اسلام داشتند، به شهادت رسیدند... تا رسید به امام دوازدهم؛ خداوند متعال وقتی بی لیاقتی مسلمانان را در حفاظت و نگهداری از امام های زمانشان دید، نعمت ولایت و سرپرستی را از آنان سلب کرد و با این حرکت بی سابقه، به ما فهماند تا زمانی که شایستگی حضور امام معصوم در جامعه را پیدا نکنیم، مهدی موعود برنخواهد گشت...!

حال ما باید چه کنیم؟ فقط باید بنشینیم و عزا بگیریم که ای خدا اماممان را برگردان؟ نه... این کافی نیست.

همان طور که یکی از وظایف مسلمانان در زمان ائمه ی پیشین حفظ جان امام زمانشان بود، این وظیفه بر دوش ما نیز هست، منتها تجلی گاه این مسئولیت پس از ظهور خواهد بود. به قول استاد رائفی پور، تا زمانی که شیعه نتواند جان خودش را حفظ کند، جان امام زمان را هم نمی تواند حفظ کند.


حالا به من بگو ببینم؛ شیعه ای که حکومت و ارتش نداشته باشد، می تواند جان خودش را به خوبی حفظ کند؟

اصلا اکنون که امام زمان ما غایب است، وظیفه ی حکومت و ولایت اجتماعی امام مهدی(عج) به چه صورت است؟ آیا خداوند متعال در دوران ما گفته هرکس خواست حکومت اسلامی تشکیل دهد یا اصلا از اجرای احکام اسلامی در جامعه منصرف شده است؟

من جوابت را می دهم، بر اساس دلایل عقلی و روایی بسیار، در زمان غیبت امام مهدی(ع) شخصی با ویژگی های نزدیک به معصوم، به نیابت از او اداره ی جامعه را به عهده می گیرد و این حرکت در نهایت به ظهور منجی موعود ختم خواهد شد.

انقلابی که ما کردیم، تشکیل نظامی همچون حکومت های دیگر حاضر در جهان نبود، بلکه یک خیزش به سمت ظهور امام عصر بوده و هست. همانگونه که امام راحل و رهبر انقلاب و سایر علما و مراجع حقیقی، این انقلاب را نمونه ای اطمینان بخش برای تحقق وعده ی بزرگ الهی می دانند.

افسران - این انقلاب اسلامی ان شاء الله ما را به انقلاب مهدوی می رساند...!

این انقلاب اسلامی ان شاء الله ما را به انقلاب مهدوی می رساند، منتها اگر دلمان را برای آن دوران باشکوه آماده کنیم.

بنابراین فکر نکنی منتظر بودن یعنی یک جا نشستن و صرفا دعا کردن،

انتظار یعنی ایجاد آمادگی در درونت، انتظار یعنی ترک گناه و آدم شدن...



برچسب‌ها: امام خامنه ای | امام خمینی | انقلاب | امام مهدی(عج) | حرف حساب
[ پنج شنبه 93/11/23 ] [ 12:37 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/اتمام حجت کشتیبان انقلاب با مسئولین و مردم.../

سخنان مهم و کلیدی راهبر روشن نگر انقلاب اسلامی در دیدار نیروی هوایی ارتش:

دشمنیِ آمریکا با جمهوری اسلامی از روز اوّل شروع شدT هرچه توانستند انجام دادند؛ یعنی واقعا هیچ کاری که یک دولتی مثل آمریکا بتواند با یک ملّتی، با یک کشوری بکند از لحاظ نظامی، از لحاظ اقتصادی، از لحاظ امنیتی، از لحاظ ارتباطات فرهنگی وجود ندارد که نکرده باشد./

دشمنیِ آنها با «انقلاب» بود و هست؛ دشمنیِ آنها با مردمی است که این انقلاب را پذیرفته‌اند و قبول کرده‌اند. این غلط است که بعضی این‌جور وانمود کنند که دشمنیِ آمریکا و رژیم مستکبر با اشخاص است - با امام دشمن بودند یا امروز با علی خامنه‌ای دشمنند - این‌جور نیست؛ دشمنیِ آنها با اصل این مفهوم است، با اصل این حرکت است، با اصل این جهت‌گیریِ توأم با ایستادگی و استقلال‌طلبی و عزّت‌طلبی است و با ملّتی که اینها را پذیرفته است و دارد عمل میکند؛ دشمنی با اینها است./

افسران - مسئله اینست...!

و این دشمنی، آن روز بوده است، امروز هم هست و ادامه دارد. ملّتی که پای این حرف ایستاد در طول این سالهای متمادی و مشکلات آن را تحمّل کرد، برایشان غیر قابل تحمل است. بعضی از سیاستمداران آمریکایی خطا کردند و در لفظ هم همین را گفتند؛ در این چند سال گذشته از دهنشان در رفت، تصریح کردند که با ملّت ایران دشمنند؛ با ملّت ایران مخالفند؛ امروز هم هر حرکتی از سوی آمریکایی‌ها و هم‌پیمانانشان و همراهانشان انجام میگیرد، برای به زانو درآوردن ملّت ایران است؛ برای تحقیر ملّت ایران است./

جملات فرمانده کل قوا پیرامون مسائل روز کشور

یک مسئول آمریکایی همین چند روز قبل از این میگوید که ایرانی‌ها در قضایای هسته ای گیر افتاده‌اند خب، این خطای محاسباتی است؛ ایرانی‌ها گیر نیفتاده‌اند، حالا شما در بیست ودوّم بهمن ان‌شاءالله خواهید دید ملّت ایران چه خواهد کرد؛ آن‌وقت معلوم میشود که آیا دست ملّت ایران بسته است؟ مسئولین کشور  ان‌شاءالله با ابتکارات خودشان، با شجاعت خودشان نشان خواهند داد که دست ملّت ایران بسته نیست./

او تصوّر میکند که ایران را در سه‌کنج گیر انداخته! میگوید پشت ایرانی‌ها به دیوار رسیده است! نه آقا، اشتباه میکنید! شما هستید که دچار مشکلید. همه‌ی واقعیتهای منطقه‌ی ما نشان‌دهنده‌ی این است که آمریکا در اهداف خود در این منطقه و در بیرون این منطقه شکست خورده است. آمریکا در سوریه شکست خورد، آمریکا در عراق شکست خورد، آمریکا در لبنان شکست خورد، آمریکا در قضیه‌ی فلسطین شکست خورده است، آمریکا در غزّه شکست خورده است، آمریکا در تسلّط بر مسائل افغانستان و پاکستان شکست خورده است، در بین آن ملّتها منفور است؛ در خارج از این منطقه هم همین‌طور است؛ آمریکا در اوکراین شکست خورده است؛ شما هستید که دچار شکست شدید؛ سالهای متمادی است شکست پشتِ سرِ شکست!/

حالا آنها مسئله ی هسته ای را به‌عنوان یک نمونه‌ای در دست گرفته‌اند و این‌جور وانمود میکنند که جمهوری اسلامی در قضیه‌ی هسته‌ای درمانده است؛ قضیه این‌جور نیست. 

من همین جا این را بگویم: اوّلا بنده با توافقی که بتواند انجام بگیرد موافقم؛ البتّه توافق بد نه. آمریکایی‌ها مکرّر تکرار میکنند و میگویند «ما معتقدیم که توافق نکردن، بهتر از توافق بد کردن است»؛ بله، ما هم همین عقیده را داریم؛ ما هم معتقدیم که توافق نکردن، بهتر است از توافق بد، توافقی که به ضرر منافع ملی است، توافقی که موجب تحقیر ملّت بزرگ و با عظمت ایران است.
ثانیا این را هم همه بدانند: مسئولین ما و هیئت مذاکره‌[ کننده‌ی‌] ما و دولت ما همه‌ی تلاششان را دارند میکنند که حربه‌ی تحریم را از دست دشمن خارج کنند.

افسران - امام خامنه ای: توافق نکردن بهتر از توافق بد است

 تلاش آنها برای این است که حربه‌ی تحریم را از دست این دشمن غدّار بیرون بیاورند. البتّه اگر توانستند چه بهتر [امّا ]اگر نتوانستند همه بدانند، هم دشمنان ما بدانند، هم دوستان ما در دنیا بدانند، در داخل راهکارهای فراوانی وجود دارد که حربه‌ی دشمن را کند میکند. ما اگر همّت کنیم، ما اگر به داشته‌های خودمان درست توجّه کنیم - که خب این روحیه بحمدالله هست - میتوان حربه‌ی تحریم را کند کرد، ولو از دست دشمن نتوان خارج کرد./


یک نکته‌ی خوبی را هم رئیس‌جمهور محترم، چندی پیش برزبان آوردند و آن اینکه مذاکره معنایش این است که دو طرف سعی کنند به نقطه‌ی مشترک برسند؛خب این معنایش این است که یک‌طرف نخواهد همه‌ی آنچه را مورد علاقه‌ی او و مورد توقّع اواست تحقّق پیدا کند. آمریکایی‌ها این‌جورند. آمریکایی‌ها و چند کشور اروپایی - که مثل بچّه دنبال آمریکا در حرکتند- با پرتوقّعیِ تمام، حرفشان این است که همان‌چه آنها میخواهند، با همان خصوصیات که آنها میخواهند بایستی تحقّق پیدا کند؛ خب این غلط است، این راه مذاکره نیست. طرف ایرانی، برخی از کارهایی که میتوانست او را به توافق نزدیک کند انجام داده است./

کارهای متعدّدی را انجام داده: گسترش و توسعه‌ی ماشین‌های غنی‌سازی را متوقّف کرده، خب این را لازم دانستند که یک برهه‌ای متوقّف کنند؛ تولید اورانیوم بیست درصد را - که یک کار بسیار بزرگی است رسیدن به دانش و فنّاوری بیست درصد، کار بسیار بزرگی بود؛ این را کسانی که اهل فنّند میدانند که رسیدن از پنج درصد به بیست درصد، اهمّیتش خیلی بیشتر است از رسیدن از بیست درصد به بالا؛ این کار بزرگ را جوانان ما و فنّاوران متعهّد ما انجام دادند - متوقّف کردند، اقتضای مذاکره این بود که متوقّف بکنند؛ کارخانه‌ی اراک را که یکی از کارهای بسیار بزرگ و مهمّ فنّاوری و یک هنر بزرگ فنّاوری است، فعلا متوقّف کرده‌اند؛ فردو را که یکی از برترین ابتکارهایی است که نیروهای ما و عناصر داخلی ما آن را برای امنیت دستگاه‌های سانتریفیوژ ما توانستند تأمین بکنند و تضمین بکنند، فعلا متوقّف کرده‌اند. این همه کارهای بزرگ انجام داده‌اند، طرف ایرانی بنابراین منطقی عمل کرده است، طبق منطق مذاکره عمل کرده است؛ طرف مقابل زیاده‌خواهی میکند، پررویی میکند، باج‌خواهی میکند./

افسران - /مذاکرات هسته ای؛ مفید یا مضر یا هردو؟/

خب مسئولین ما اگر چنانچه در این زمینه‌ها ایستادگی نشان بدهند، حق با آنها است، کسی نباید آنها را ملامت بکند، باید ایستادگی به خرج بدهند و دارند به خرج میدهند، ایستادگی به‌خرج میدهند. یعنی جمهوری اسلامی از آغاز و در مسائل گوناگون، با منطق حرکت کرد؛ ما در جنگ تحمیلی، منطق را مبنای کار خودمان قرار دادیم؛ در قبول قطعنامه، منطقی عمل کردیم؛ در قضایای گوناگونی که بعد از جنگ تا امروز وجود داشته است، همه جا بر اساس منطق و استدلال عمل کردیم؛ هیچ کجا جمهوری اسلامی بی‌منطقی نشان نداده است؛ در این قضیه هم با منطق دارد حرکت میکند. منتها طرف مقابل منطق سرش نمیشود؛ طرف مقابل هم به بی‌منطقیِ با تکیه‌ی بر زور - خود آنها هم میگویند که ما توانسته‌ایم ایران را وادار کنیم که دستگاه‌های هسته‌ای را گسترش ندهد، فلان چیز را متوقّف کند، فلان چیز را تعطیل کند؛ راست میگویند، این کارها را جمهوری اسلامی بر طبق منطق مذاکرات انجام داده است - اقرار میکند؛ منتها زیاده‌خواهی میکنند. خب، ملّت ایران زیر بار زیاده‌خواهی و زورگویی نخواهد رفت./


ما با پیشرفت این کاری که مسئولین دولتی ما شروع کرده‌اند و تلاش هم دارند میکنند، موافقیم؛ به یک توافق خوب هم اگر برسد موافقیم. بنده هم موافقم، مطمئنّم که ملّت ایران هم آن توافقی را که در آن عزّت او محفوظ بماند، احترامش محفوظ بماند، منافعش حفظ بشود، مخالفتی ندارد، موافقت خواهد کرد؛ منتها باید این خصوصیات، بلاشک ملاحظه بشود؛ باید تکریم و حرمت ملّت ایران و مسئله‌ی اساسیِ مهمّی که عبارت است از پیشرفت ملّت ایران، محفوظ بشود و محفوظ بماند/

ملّت ایران عادت نکرده است که به زورگوییِ دشمنان گوش فرا بدهد و تسلیم زورگویی و باج‌خواهی بشود؛ آن‌طرف هرکه باشد، آمریکا باشد[یا دیگران‌]. یک‌روزی آمریکا و شوروی سابق، در مقابل جمهوری اسلامی دست به دست هم داده بودند و با همه‌ی اختلافاتی که داشتند، زور میگفتند؛ جمهوری اسلامی زیر بار زور آنها نرفت، جمهوری اسلامی پیروز شد، جمهوری اسلامی موفّق شد؛ امروز هم همین‌جور خواهد بود. امروز هم ملّت ایران و نظام جمهوری‌اسلامی، زیر بار زور نخواهد رفت./

این حرفی هم که حالا انسان می‌شنود که میگویند که «در یک برهه‌ای درباره‌ی اصول کلّی توافق کنیم، بعد درباره‌ی جزئیات»، این را هم بنده نمی‌پسندم؛ این را من نمی‌پسندم. با تجربه‌ای که از رفتارهای طرف مقابل داریم، احساس میکنم که این وسیله‌ای خواهد شد برای بهانه‌گیری‌های پی‌درپی برسر جزئیات. اگر توافق میکنند، جزئیات و کلّیات و همه را در یک‌جلسه‌ی واحد تمام بکنند، امضا کنند. اینکه کّلیات را جداگانه توافق کنند، و بعد بر اساس آن کلّیات - که یک‌چیزهای مبهمی است، تفسیرپذیر است، تحلیل‌پذیر است - بروند سراغ جزئیات، نه، این منطقی نیست./

همه‌ی آنچه هم قرارداد بسته میشود بین مسئولین ما و بین طرف مقابل، باید روشن، واضح، غیر قابل تفسیر و تأویل باشد. این‌جور نباشد که طرف مقابل -تواند باز سر قضایای گوناگون، بهانه‌گیری کند؛ نه، همه‌ی اینها برای این است که سلاح و حربه‌ی تحریم از دست دشمن خارج بشود. اگر بتوانند این کار را بکنند خوب است. البتّه باید به معنای واقعی کلمه تحریم از دست دشمن خارج بشود، تحریم برداشته بشود؛ توافقِ به این صورت‌[ بشود]؛ والّا اگرچنانچه در این زمینه به توفیق نرسیدند، ملّت ایران و مسئولین و دولت محترم و دیگران، راه‌های فراوانی دارند و یقینا باید آن راه‌ها را طی کنند برای اینکه بتوانند حربه‌ی تحریم را بی‌اثر کنند و کُند کنند./

ان‌شاءالله در بیست‌ودوّم بهمن، ملّت ایران نشان خواهد داد که کسی که ملّت ایران را بخواهد تحقیر کند، با ضربه‌ی متقابل ملّت ایران مواجه خواهد شد. همه‌ی ملّت ایران، همه‌ی دلسوزان، در این جهت متّفقند که عزت ملی برای یک کشور، بسیار بسیار مهم است. اگر عزّت بود، امنیت هم خواهد آمد؛ اگر امنیت بود، پیشرفت هم عملی خواهد بود؛ والّا اگر یک ملّت تحقیر شد، همه چیز او به بازی گرفته خواهد شد؛ حتّی امنیت او، حتّی ثروت او، و همه چیز او. عزّت ملّی بایستی محفوظ بماند و مسئولین این را میدانند و ملّت ایران ان‌شاءالله در بیست‌ودوّم بهمن با حضور خود، با نشان دادن اقتدار خود، با نشان دادن عزم راسخ خود، ان‌شاءالله دشمن را به زانو درخواهد آورد./

افسران - امام فردا می آید...!



برچسب‌ها: امام خامنه ای | امام خمینی | حسن روحانی | حماسه ها | دولت یازدهم | حرف حساب
[ یکشنبه 93/11/19 ] [ 11:41 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/نامه بی نظیر راهبر به جوانان اروپا و آمریکا+پا نوشت مهم.../

سلام، من معمولا عادت ندارم که بیانات و پیام های رهبر حکیم انقلاب رو بطور کامل منتشر کنم، اما جنس و سبک این نامه اونقدر ذهن من رو مجذوب خودش کرد که مصمم شدم این نامه ی کوتاه رو بازنشر کنم تا شما دوست عزیز هم این پیام بی سابقه و تاریخی رو مطالعه کنید.

بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم

به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی

حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند.

سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به هراس های گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.

این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟

شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه قدرت های بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.

خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست هایتحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید.

من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟

من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.
سیّدعلی خامنه‌ای

1393/11/1


پا نوشت: من خودم چند وقتیه که وقتی به اتفاقات چند وقت اخیر و شرایط منطقه و وضعیت فرهنگی جهان نگاه می کنم، بوی ظهور و نزدیکی فرج رو به خوبی احساس می کنم.

افسران - مطمئن باشید اگر بخواهیم و آماده شویم، می توانیم اماممان را برگردانیم...!

اگه حرفای آقا در دیدار قهرمانان آسیایی رو گوش کرده باشید، یه جایی ایشون صراحتا گفتن:«الان در دنیای غرب طبق روایات ما معروف به منکر تبدیل شده و منکر به معروف...!» خب آقا داره به طور واضح به ما میگه الان آخرالزمانه و ما فقط با تلنگر و ایجاد تحول فرهنگی در بین مردم -البته با نگاه امام زمانی و ظهور- میتونیم بزرگترین کار تاریخ بشریت رو انجام بدیم ان شاء الله.

مخصوصا این نامه ی اخیر آقا به جوانان اروپا که اصلا غوغایی بود برای خودش و از جمله جمله ی این پیام معرفت و بوی آماده سازی اذهان مردم جهان برای پذیرش اسلام حقیقی و در نهایت ظهور موعود تراوش می کرد و به درک واصل شدن ملک عبدالله و استعفای دولت یمن هم بر این موضوع مهر تأیید دیگه ای زد.

الان شما نگاه کن، وضعیت کشورهای منطقه مثل سوریه و عراق و...، همشون مدام میگن یکی بیاد ما رو نجات بده، یکی بیاد، یکی بیاد... خب این یکی کیه؟

ولی یکی از مشکلات اصلی اینه که اکثریت مردم "ایران" هنوز اون حس تشنگی برای ظهور امام زمان رو درک نکردن، هنوز مزه ی یتیمی و بی پدری رو نچشیدن، هنوز نفهمیدیم که داریم توی چه عذابی زندگی می کنیم، عذاب بی امامی...!

مهم ترین کار ما در این برهه، آگاه سازی مردم و معرفت افزایی نسبت به امام زمان، فقط به هدف نهایی ظهور و برگرداندن امام مهدی(ع) است.

مطمئن باشید اگه خودسازی و معنویت بخشی رو از خودمون شروع کنیم، با اراده می تونیم عزیز دل آسمان ها و زمین رو برگردونیم ان شاء الله...!



برچسب‌ها: امام خامنه ای | حماسه ها | انقلاب | وهابیت | حرف حساب | داعش | امام مهدی(عج)
[ پنج شنبه 93/11/2 ] [ 7:54 صبح ] [ سرباز ولایت ]

/جملات راهبردی راهبر امت اسلامی.../

جملات مهم و کلیدی امام خامنه ای دردیدار شرکت کنندگان کنفرانس وحدت در نوزدهم دی ماه:

اگر ما با هم باشیم، کشورهای اسلامی، ملّتهای مسلمان - سنّی و شیعه و فِرَق مختلف تسنّن و تشیّع - با یکدیگر دلهایشان صاف باشد، نسبت به یکدیگر سوءظن نداشته باشند، سوءنیّت نداشته باشند، به یکدیگر اهانت نکنند، ببینید در دنیا چه اتّفاقی خواهد افتاد؛ چه عزّتی برای اسلام درست خواهد شد!/ مسئله‌ی وحدت، امروز در رأس مسائل اسلامی است.

همین قدر که ملتهای مسلمان کنار هم باشند این به دنیای اسلام و شخصیت امت اسلامی عظمت می بخشد./ اگر ملّتهای کشورهای اسلامی در همه‌ی این منطقه‌ی وسیع در جهت‌گیری‌های کلّی با یکدیگر همراه باشند، دنیای اسلام به اوج ترقّی و تعالی خواهد رسید.

بعضی از دولتهای منطقه مبنای سیاست خارجی خود را معارضه با ایران قرار دادند؛ این اشتباهی بزرگ و خلاف عقل و حکمت است/ به عکس، ایران سیاست خودرا مبتنی بر دوستی باملتهای مسلمان همسایه قرار داده است.

امسال در اربعین دیدید میلیونها انسان کنارهم قرار گرفتند و این حرکت عظیم در دنیا انعکاس پیدا کرد و آن را تعظیم کردند./ حادثه عجیبی بود حادثه اربعین کربلا. این راه را دشمنان اسلام و اهل بیت به خیال خود مسدود کرده بودند/ لازم می دانم از دولت عراق و ملت و عشایر عراق بدلیل فداکاری و خدمت در این آزمون بزرگ تشکر کنم.

دستهای تفرقه افکن میان شیعه و سنی به سرویسهای جاسوسی دشمنان اسلام می رسد./ نه تشیعی که با mi6 انگلیس ارتباط دارد، شیعه است و نه تسننی که مزدور cia آمریکا باشد، سنی است؛ بلکه هر دو ضد اسلامند.

پی نوشت: دانلود مستقیم موزیک ویدیوی فوق العاده «لبیک» از حامد زمانی



برچسب‌ها: امام خامنه ای | انقلاب | وهابیت | کربلا | حرف حساب | حامد زمانی
[ یکشنبه 93/10/21 ] [ 2:31 صبح ] [ سرباز ولایت ]

/کاذب شیرازی عالم است اما.../

پیرامون یکی از لینک های گذشته ام در شبکه اجتماعی افسران، که آقای صادق شیرازی را کاذب شیرازی خوانده بودم، تصمیم گرفتم روشنگری هرچند مختصر ولی مفیدی پیرامون این شخص و فرقه ی ضاله اش در وبلاگ پاسدار و عاشق ولایت ارائه کنم.

افسران - /او عالم است اما.../

در ابتدا از همه ی دوستانی که در مورد این شخص لینک یا نظر می گذارند، خواهش می کنم در مورد ایشان و جریان انحرافی اش تحقیق کنند. برای نمونه بنده پایگاه خبری تحلیلی فتن را معرفی کنم که حاوی مطالب بسیار آگاهی بخش پیرامون پیشینه و فعالیت های خاندان شیرازی هاست.

من خودم به شخصه آنقدر درباره ی این جریان و رهبرش تحقیق کرده ام که به جرئت می توانم بگویم نفاق و تضاد از سرتاسر تفکر این فرقه می بارد.

بله، درست است من هم قبول دارم که شخص صادق شیرازی از نظر فقهی و اجتهادی در سطح نسبتا بالایی قرار دارد. کلامش هم به دل می نشیند. اما هیچ یک از خصوصیات مذکور سبب تایید یک شخص نمی شود. بلکه اصل عملکرد و بازخورد رفتارهای این جریان است که به مواردی از آنها اشاره می کنم:

1-صادق شیرازی هیچگاه و در هیچ یک از سخنرانی های خود از نظام مقدس جمهوری اسلامی حمایت نکرده است و حتی برادر او در یک کلیپ رسمی با مقایسه ی امام خامنه ای با ابولهب و صدام نتیجه گرفت که (العیاذ بالله) خطر امام خامنه ای برای اسلام بیشتر از آن دو نفر است و علنا ایشان را لعن کرد! و حتی خود صادق شیرازی در یکی از سخنرانی های خود از اعدام منافقین در اوایل انقلاب ابراز نارضایتی کرد و گفت اسلام دستور نمی دهد که منافق را باید کشت!

2- مهم ترین خرده ای که بر این فرقه ی ضاله وارد است، فراهم آوردن فضای توهین به مقدسات اهل سنت توسط عوامل مزدور این گروه است که برگزاری مراسم جشن در روز درگذشت خلیفه ی دوم در انگلیس توسط یاسرالحبیب(شخص مورد تایید و حمایت صادق شیرازی) و همچنین انتشار کتاب شرم انگیز «عایشة الفاحشه» توسط شخص مذکور، کوچکترین نمونه های آن است که مخل وحدت اسلامی بوده و هست.

3- یکی دیگر از موارد سوال برانگیز درباره ی فعالیت این خاندان، موجب شدن فتاوای شخص صادق شیرازی برای وهن مذهب تشیع است که بارز ترین نمونه ی آن حکم به استحباب مؤکد قمه زنی(!) است. از آنجایی که متاسفانه مقلدین این مرجع کم نیستند، هر ساله با سخنرانی های آتشین مزدوران شیرازی افراد بیشتری برای خودزنی و قمه زدن به سمت خیابان ها لشکر می کشند و چهره ی زشت و ناروایی از تشیع به جهان می نمایانند.


اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک



برچسب‌ها: حرف حساب | انقلاب | امام خامنه ای | امام مهدی(عج) | کربلا | شهدا | امام خمینی | عزاداری | وهابیت | مراجع عظام تقلید
[ چهارشنبه 93/9/19 ] [ 9:9 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/مذاکرات هسته ای؛ مفید یا مضر یا هر دو؟/

از خرداد سال گذشته که دکتر حسن روحانی به عنوان هفتمین رییس جمهور اسلامی ایران، کابینه ی دولت یازدهم را روانه ی پاستور کرد، وعده ی حل و فصل مسئله ی هسته ای از راه مذاکره را پیشنهاد کرد و آن را در پیش گرفت.

امام خامنه ای به عنوان رهبر انقلاب، پیش از انتخابات سال 92 و در سخنرانی اول فروردین در مشهد، عدم خوشبینی خود را به هرگونه مذاکره با آمریکا به دلیل سوابق آمریکا در عهدشکنی ابراز کردند ولی با این حال اعلام کردند که نظام با مذاکره در مورد موضوعات خاص مخالفتی نخواهد داشت. و همین طور هم شد و مذاکرات هسته ای با حمایت قاطع و همه جانبه ی امام خامنه ای از سر گرفته شد و در آذر سال 92 توافقی موقت تحت عنوان توافق ژنو میان ایران و گروه 1+5 به امضا رسید.

انعقاد این قرارداد موجی از شور و امید را در مردم ایران به دنبال داشت و اکثریت مردم گمان می کردند که بنا به این توافق به زودی تمامی تحریم ها برچیده خواهد شد. ولی پرچمدار آینده نگر انقلاب بار دیگر از ابراز بدبینی خود نسبت به مذاکرات خبر دادند و سابقه ی پیمان شکنی های آمریکا را یادآور شدند.

در توافق ژنو عنوان شده بود که غرب باید غنی سازی در خاک ایران را پذیرفته و تحریم های مربوط به مسئله ی هسته ای را به تدریج برطرف کند؛ ایران هم در مقابل پذیرفت که برای به اصطلاح اعتمادسازی برنامه ی هسته ای خود را مقداری محدود کند. دو طرف قبول کردند که در طی مدت شش ماهه توافق ژنو از اقدام هایی که موجب نگران و از بین رفتن اعتماد می گردد، خودداری کنند. این بار هم پیش بینی رهبر انقلاب به وقوع پیوست و آمریکا بارها پس از توافق ژنو افراد و سازمان های ایران را مورد تحریم مجدد قرار داد و شخص رییس جمهور آمریکا بارها ایران را به حمله ی نظامی تهدید کرد.

اما در مقابل دولت یازدهم که ظاهرا همچنان به نتیجه ی مذاکرات هسته ای خوشبین بود، به صرف زشت خواندن رفتار آمریکا از اعلام شکست مذاکرات خودداری می کرد. اما کارشکنی های طرف غربی به همین جا ختم نشد.

ناخدای بصیر کشتی انقلاب دیگر بار موضع محکم خود را تکرار کردند و گفتند که مذاکره فقط در موضوع هسته ای است و لا غیر. و یاد آور شدند که دشمنی و تحریم های آمریکا اصلا حول محور هسته ای نیست. چون در اوایل انقلاب که مسئله ی هسته ای هم مطرح نبود، باز همین دشمنی ها و تحریم ها وجود داشت. این بار نیز علمدار انقلاب در پیش بینی ماهرانه ی دیگری گفتند:« اگر یک روزی هم مسئله‌ی هسته‌ای مطابق نظر آمریکا حل شد، خیال نکنید مسئله تمام خواهد شد؛ نه، ده بهانه‌ی دیگر را به‌تدریج پیش می کشند: چرا شما موشک دارید؟ چرا هواپیمای بدون سرنشین دارید؟ چرا با رژیم صهیونیستی بدید؟ چرا رژیم صهیونیستی را به رسمیّت نمیشناسید؟ چرا از مقاومت در منطقه‌ی به قول خودشان خاورمیانه حمایت میکنید؟ و چرا؟ و چرا؟ و چرا؟»

و این بار هم جهان نظاره گر وقوع پیش بینی مقتدرترین رهبر جهان بود. به طوری که آمریکا علاوه بر موارد مطرح شده در بیانات رهبر انقلاب، وقاحت را فراتر گذاشتند و اعلام کردند که مسائل ضد حقوق بشری در ایران نیز باید مورد مذاکره قرار گیرد!

همه ی این اظهارات و اتفاقات باعث شد تا مردم ایران بار دیگر به خبث طینت آمریکا پی ببرند هم چنان که راهبر انقلاب فرموده بود:« این تجربه ظرفیّت فکری ملّت ما را بالا خواهد برد.»

 

افسران - /مذاکرات هسته ای؛ مفید یا مضر یا هردو؟/

هم اکنون حدود یک سال از توافق ژنو می گذرد و طبق پیش بینی ها ایران و گروه موسوم به 1+5 نتوانستند طی این مدت به توافق جامع برسند و دوبار توافق ژنو را تمدید کردند.

اما براستی برنده و بازنده مذاکرات چه کسی بود؟ ایران در مذاکرات چه چیزهایی را از دست داد و چه چیز هایی را به دست آورد؟

 هم اکنون وقت آن است که به این پرسش ها پاسخ دهیم.

 اولا همانگونه که عرض شد، یکی از فواید بسیار مهم مذاکرات اخیر هسته ای آشکار شدن دشمنی آمریکا با اسلام و ایران بود چنان که امام خامنه ای هم گفته بودند:« یکی از برکات همین مذاکرات اخیر این بود که دشمنی آمریکایی‌ها با ایران و ایرانی، با اسلام و مسلمین آشکار شد.» و این که ملت ایران با به یاد آوردن سابقه ی عهدشکنی آمریکا دریافت که با امید داشتن به رفع تحریم ها نخواهد توانست راه پیشرفت کشور را بپیماید و یگانه راه حل مشکلات اقتصادی موجود، اقتصادی غیر متکی به نفت و یا به عبارت بهتر همان اقتصاد مقاومتی است.

دوما بر کسی پوشیده نیست که ایران در این مدت با محدود کردن فعالیت های هسته ای خود از شتاب پیشرفت هسته ای خود کاست و این اعمال محدودیت هسته ای باعث عقب ماندن کشور از لحاظ علمی گردید که ان شاء الله طی سال های آینده جبران خواهد شد.

اما آنچه در پایان اهمیت بسیاری دارد، سرانجام مذاکرات است. اکنون دیگر جای انکار و تردید برای هیچ انسان عاقل و آگاهی نیست که مذاکره با دولت های استکباری غربی هرگز نتیجه ای دربرنخواهد داشت، اما دولت یازدهم همچنان بر ادامه ی مذاکرات پافشاری می کند و با وجود تذکر مکرر رهبر انقلاب مبنی بر بی فایده بودن و مضر بودن مذاکرات هسته ای، هنوز مایل به ادامه ی این مسیر است.

 

افسران - مذاکره

در پایان قضاوت را به شما خواهم سپرد به همراه ماجرایی زیبا از مذاکراتی که بی تفاوت به مذاکرات هسته ای نیست:

در جنگ صفین امیرالمومنین(ع) پیروز میدان شده بود. در دقیقه 90 برخی شعار تعامل سر دادند و اصلا یادشان رفت معاویه همان فرزند هند جگرخوار است.

علی (ع) را به پای میز مذاکره کشاندند و جنگ برده اش را ناتمام گذاشتند. هر چه علی (ع) گفت:«مذاکره خدعه دشمن است، اینها می خواهند جنگ باخته را دوباره ببرند.» کسی گوش نکرد که نکرد.تازه حاضر نشدند مالک را که نماینده علی (ع) بود به مذاکره بفرستند. گفتند:«مالک جنگ طلب، خشن و غیر منعطف است»

سرآخر پایشان را در یک کفش کردند که الا و بلا باید ابوموسی اشعری برای مذاکره برود. علی (ع) گفت من به ابوموسی مطمئن نیستم. آنها گفتند شما بدبین هستی. ابوموسی بصیر و انقلابی ست.علی (ع) گفت:«من به نتیجه این مذاکرات خوشبین نیستم. شما به هدفی که ازین مذاکرات دارید نمیرسید. اما مخالفتی ندارم. این مذاکرات ظرفیت فکری شما را بالا خواهد برد.»گفتند:«در عالم سیاست خوشبینی و بدبینی معنا ندارد.»

مذاکره ابوموسی و عمر و عاص شروع شد. تا مدتها متن مذاکرات محرمانه بود.

علی (ع) مالک را فرستاد تا به ابوموسی بگوید ما پشتیبان توایم، مبادا به عمرو عاص اعتماد کنی، او شیطان بزرگ است...

ابوموسی ابرو در هم کشید و به مالک گفت:« شما توهم توطئه دارید، عمروعاص مودب و باهوش است. اگر او به من قولی دهد به او اعتماد می کنم.»

روز اعلام نتیجه مذاکرات حکمیت شد.در مذاکرات محرمانه با هم non paper البته به طور شفاهی امضا کرده بودند که هر دو علی(ع) و معاویه را عزل کنند و امر را به رای عمومی بگذارند.در مسجد عمروعاص اول به ابوموسی تعارف زد. گفت:«تو بزرگ مایی.» ابوموسی خندید و بالای منبر رفت و گفت:«چنانکه این انگشتر را از دست در می آورم علی(ع) را از خلافت عزل می کنم. بعد پایین آمد و با لبخند به عمروعاص بفرما زد.

عمروعاص بالا رفت و گفت:«چنانچه این انگشتر را از دست در می آورم علی (ع) را خلع و چنانچه دوباره این انگشتر را به دست میکنم معاویه را نصب می نمایم!»

ابوموسی خشکش زده بود. اما علی (ع) از همان ابتدا خوشبین نبود.
.

.

.

اینچنین معاویه جنگ باخته را با مذاکره برد...



برچسب‌ها: امام خامنه ای | دولت یازدهم | حسن روحانی | حرف حساب
[ دوشنبه 93/9/10 ] [ 10:55 عصر ] [ سرباز ولایت ]

/جملات راهبردی راهبر حکیم انقلاب در دیدار بسیجیان.../

جملات مهم امام خامنه ای در دیدار مجمع عالی بسیج:

ما با آمریکا به‌عنوان یک مجموعه‌ى جغرافیایى یا به‌عنوان یک ملّت، به‌عنوان یک مجموعه‌ى انسانى هیچ مسئله‌اى نداریم، آن هم مثل بقیّه‌ى کشورها؛ مسئله‌ى ما با آمریکا، مسئله‌ى استکبار آمریکایى است؛ مستکبرند، متکبّرند، زورگویند، زیاده‌طلبند.


بنده با تمدید مذاکرات مخالف نیستم/ همچنان‌که و به همان دلیل که با اصل مذاکرات مخالف نبودم،  بنده در سخنرانى دلایل آن را هم گفتم.

هیئت مذاکره کننده‌ى ما حقّاً و انصافاً پرتلاش و جدّى هستند/ ایستادگى میکنند، با منطق حرف میزنند، زیر بار حرف زور نمیروند، دارند کار میکنند؛ این را هم همه توجّه داشته باشند/حالا جزئیّات و آنچه را در این گفتگوها می گذرد، غالباً مردم مطّلع نیستند؛ نه، با جدّیت، با منطق، با دلسوزى دارند کار می کنند و منطقى هم عمل می کنند.


اگر این مذاکرات به نتیجه نرسد، آن که بیش از همه ضرر میکند ما نیستیم، آمریکایى‌ها هستند.

مسئله‌ى هسته ای یک بهانه است/ مسئله‌ى اصلى این است که استعدادهاى ملّت ایران به تدریج بُروز و ظهور پیدا کرده است و دارد اقتدار پیدا می کند، اینها از این ناراضى‌اند، جلوى این را می خواهند بگیرند؛ تحریم و فشار اقتصادى به خاطر همین است که بلکه بتوانند از تلاش هاى رو به گسترش ملّت ایران جلوگیرى کنند.

ما با ملّت خودمان روراست هستیم. حقیقت مطلب را با ملّت در میان میگذاریم/ آنها این‌جور نیستند، ملّتشان آنها را قبول ندارد. محبوبیّت رئیس‌جمهورشان روز به روز کم شده است؛ این آمارهایى است که خودشان می دهند؛ آن روزى که این رئیس‌جمهور انتخاب شد، محبوبیّتش بالا بود؛ تا امروز، روز به روز این محبوبیّت کاهش پیدا کرده است، [چون‌] مردم به نظام سیاسى‌شان بى‌اعتقادند.

چه توافق هسته‌اى بشود، چه نشود؛ این را بدانید امنیّت اسرائیل تأمین نخواهد شد/ براى دولت‌مردان و دولت‌زنانِ آمریکا، امنیّت اسرائیل مسئله‌ى اصلى نیست/ مسئله‌ى اصلى براى این حضرات، راضى نگهداشتن شبکه‌ى سرمایه‌داران صهیونیست است که رگِ حیات اینها را در دست گرفته‌اند/

اینها مستکبرند، ما هم آبمان با مستکبرین به یک جو نمیرود/ خب، اگر حرف منطقى‌اى وسط بیاید، حرفى نداریم؛ ما حرفهاى منطقى را قبول میکنیم، قرارهاى عادلانه و عاقلانه را قبول میکنیم امّا آنجایى که پاى زورگویى و زیاده‌طلبى باشد، نه؛ جمهورى اسلامى از صدر تا ذیل، هم مردمش، هم مسئولینش قبول نخواهند کرد؛ این را بدانند.



برچسب‌ها: امام خامنه ای | دولت یازدهم | رژیم صهیونیستی
[ سه شنبه 93/9/4 ] [ 3:4 عصر ] [ سرباز ولایت ]